گزارش عملکرد لژیون ویلیام وایت همسفران
سه شنبه 24 مهر 1397 ساعت 10:09 ب.ظ | نوشته شده به دست مسافر نیکوتین زهرا | ( نظرات )
"به نام قدرت مطلق الله"


شهلا مسافر نیكوتین:

من چون دوست دارم همیشه مسائل جدید را یاد بگیرم و همیشه هم آدمی بودم كه بیشتر گوش میدادم و تا قبل از اینكه چیزی را خوب یاد نمیگرفتم اول فرمان برداری میكردم و این موضوع در زندگی به من خیلی كمك كرد و باعث شد خیلی چیزهای زیادی یاد بگیرم  چون ما درمورده مسائل مختلف نظرهای مختلفی داریم ولی قبل از مخالفت و اعتراض اول گوش میدادم و در كنگره هم  فرمام برداری را داشتم و این باعث شد كه من از لحاظ ذهنی و ... بسیار راحت تر جلو بروم و راحت تر پذیرش داشته باشم.
زهرا مسافر نیكوتین:

در كنگره میگویند اگر فرمان برداری نكنی، نمیتوانی فرمانده بشوی، این موضوع به ظاهر خیلی ساده به نظر می آید ولی پشت این مسئله یك مقوله ی بسیار طولانى است همین كه آدم خودش را میشكند و هر چیزى را كه راهنمایش میگوید با تمام وجودش گوش میكند.
من قبل از كنگره یك آدمى بودم كه دیگر كسى را قبول نداشتم و وقتى كه وارد كنگره شدم آن ساختار منفى خودم را از بین بردم و به نظر من این دستور جلسه خیلى سنگین است سال هاى اول فكر میكردم كه عمل كردن به این دستور جلسه خیلى راحت است ولى به مرور زمان فهمیدم كه باید خیلی  آموزش بگیرم تا به این نتیجه برسم كه چطور فرمان بردار باشم و به این نتیجه رسیدم كه براى اینكه بخواهى یک ساختار منفى را بشكنى این دستور جلسه برای تغییر دادن خود بسیار تأثیرگذار است چون دوربین فقط باید روی خودمان باشد و خودمان را بسازیم.
 مریم مسافر نیکوتین:

 اول که وارد لژیون وایت شدم یادم می آید خانوم اعظم فرمودند: موفقیت در درمان سیگار بستگی به این  دارد که فرمانبردار خوبی باشی و سر ساعت حاضر باشی و در جلسات شرکت کنی. و به من گفتند که در مورد درمان  شما پنجاه درصد مربوط به جهان بینی میباشد.اوایل فکر میکردم که فرمانبرداری خیلی آسان است و زیاد جدی نمیگرفتم.و دوسه ماه که گذشت تصمیم خودم را گرفتم که فرمانبردار باشم و مرتب در جلسات  شرکت کنم.از این بابت بسیار خوشحالم و امیدوارم از این به بعد هم بتواتم فرمانبردار خوبی باشم.
رخساره مسافر نیکوتین:

من همسفر سه مسافر هستم و هر چه که زمان میگذشت به این موضوع بیشتر توجه میکردم که من با خودم چند چند هستم.و مثلأ اگر در گذشته در یک قضیه ای کینه،حسادت و‌... داشتم، الان که ۵_۶ماه از سفر گذشته آیا باز هم همان خصوصیات را دارم؟
این دستور جلسه به من میگوید که تو از پله ی اول باید بروی به پله ی دوم،سوم و...
و از وقتی هم که تصمیم گرفتم سیگارم درمان بشود حالم خیلی بهتر شده است و دیگر وقتی در جمع سیگاری ها هم قرار میگیرم حالم بد نمیشود.خداروشکر میکنم که در زمانی  زندگی میکنم که کنگره هست و توانستم در لژیون وایت شرکت کنم و در درمان سیگار هم به موفقیت برسم.
خانوم جلالی:

یک جایی هست که شما فکر میکنید فرمانبرداری فقط از راهنماست که برای آن هم در دنیای درونتان چه چنگ و دندانی نشان میدهید که یکی از بچه ها به من گفت: من درون خودم با شما خیلی دعوا میکنم و البته نه تنها با شما بلکه با همه.
استاد در سی دی لایه ها میگویند: گاهی اوقات ما فکر میکنیم که فهمیدیم و میدانیم، ولی آن دانستن کافی نیست.‌ و در جایی دیگر که استاد به طبل های تو خالی  اشاره میکنند، آن، جهان ذهنی ما است و داخل آن طبل ها باید خالی باشد تا بتواتیم دانش دیگری را دریافت کنیم. وقتی که درونت پر از حسد و کینه و بخل و‌‌‌... باشد چطور میخواهی صدای عشق را بشنوی؟
به نظر من فرهنگ کنگره با فرهنگی که ما در خانه آموختیم بسیار متفاوت است.ما باید با همدیگر یک پیوندی داشته باشیم. زیرا اگر تو بخواهی ساز خودت را بزنی و من هم بخواهم ساز خودم را بزنم مثل آن جنگلی می شود که هر کسی برای خودش یک سازی میزند و هیچ برداشتی هم نداریم و به هیچ جا نمیرسیم.
چون قرار بر این هستش که از فرمانبرداری به فرماندهی برسی، ولی فرمانبرداری یعنی چه؟
آقای مهندس که در روز چهار شنبه فرمودند:
هر جایگاهی که در کنگره قرار داده میشه یک مافوقی دارد. شما به عنوان مرزبان نمیتوانی به اسیستانت ایراد بگیری یا اگر بگیری درست نیست.چون که شما دارید در یک مثلث (دو مرزبان و یک اسیستانت) کار میکنی.
و این مثلث تقریبأ در تمام جایگاهها اتفاق می افتد که مجبوریم چند نفر با هم کار کنیم.شما اگر به بافت و ساختار کنگره نگاه کنید میبینید که همه به صورت گروهی کار میکنیم،حالا گروههای کوچکتر و بزرگتر. و هر کسی باید از جایگاه بالاتر خودش طبعیت بکند. یعنی باید چرا چرا نداشته باشیم...
من با خودم فکر میکردم که نهایت سعی أم این باشد که حداقل در لژیون سیگار و قلیان رهجوهایی که از این لژیون بیرون می روند در کمال آرامش و با یک فرهنگ خوب بیرون بروند.
انشاالله خداوند کمک کند.
من و شما هم کمک کنیم که با استفاده از دانش کنگره در این مسیر خوب پیش‌برویم. حق شکایت نداریم، آدم باید صبوری بکند و باید واقعأ فرمانبرداری را بیاموزد.
گاهی فکر میکنید یاد گرفتید، بعد می رسید به فرماندهی خودتان و در آنجا هر چه کاشتید، شاید دیده نشود، ولی برداشت میکنید.
البته این را هم بگویم که یک راهنما حدأقل در لژیون خودش متوجه حال همه می شود.
شما یک جایی اون نفس سرکش أت را وادار میکنی که بشنود،مثل اون اسب سرکشی که هی از دستت سر میخورد.
خودتان را قانع کنید که باید گوش کنید وگرنه یک جایی صدای اطرافیان در می آید و‌خودتان هم خوب آموزش نگرفتید و پرت می شوید بیرون.
گاهی من یک سی دی را مینویسم و امتحان دارم و میگویم من خیلی خوب آماده هستم.اما اگر میبینی کارت درست پیش نمی رود پس به قول استاد خوب نفهمیدی و درنتیجه وقتی خوب نفهمیدی خوب هم نمیتوانی برداشت کنی.تو قراره نفست را آموزش بدهی به نفست بگویی:نه!
خودت با خودت هستی.به قول استاد میگوید که: کسی که یک‌ ماه است به کنگره می آید،اگر از روزهای اول ببینیش  حال  خوبی ندارد ...ولی همین که مینشیند و آموزش ها را گوش میدهد میبینی که چقدر حال و روزش بهتر شده است.خوب معلوم است: گوش میکند،چیزهای جدید میشنود،در این جا به او اهمیت داده می شود.
 در ادامه به  پرسش و پاسخ  پرداختیم.
بهاره مسافر نیکوتین:
وقتی تصمیم میگیرم از کسی توقع نداشته باشم احساس‌میکنم مهر و محبتم نسبت به اون آدم بیاد پایین.نمیدانم ایراد کارم کجاست؟
در سی دی لایه ها هم اشاره شده که طبل باید توخالی باشد تا صدایش به گوش بقیه برسد.من دفعه ی پیش هم‌گفتم که شما خیلی گفت و گوهای ذهنی داری و به همه ی آن گفت وگوها هم اهمیت میدهی و برای همه ی آنها هم میخواهی جواب پیدا کنی.و این جهان ذهنی خودت را باید یه ذره خلوت کنی.اگر از طرف مقابلت توقع نکنی اتفاقأ دارید به اون طرف فضا میدهی ،داری بهش آرامش میدی یعنی محصورش نکردی.توقع شما یعنی اینکه اون تو یه حصاری از شما همراه با مهرو محبت ناسالم شما گیر میکنه.و این همان نیروهای منفی و بازدارنده ست که تو هنوز نشناختیشون بنظر من هنوز ساختار ذهنت و کنترل ذهنت رو نشناختی.من میخواهم از فرمانبرداری به فرماندهی برسم و در صور پنهان خیلی باید روی خود کار کنید.
سوال :
در سی ترس استاد امین میگویند ما هر ترسی داریم پشتش یک خشمی هست و هر خشمی داریم پشتش یک ترسی هست. این مسئله  چجوری باید پیدا کنیم؟
اول از همه این را بگویم که به قول آقای امین: نیروهای منفی و بازدارنده ساختارشون اینه که شبکه ای عمل میکنند شبکه ای یعنی که هر کدامشان یک زیر مجموعه دارند.مثلأ در ترس احساس تهدید هست ، احساس سقوط کردن ،احساس اینکه نمیتوانی کاری را خوب انجام بدهی هست.ما میگوییم سفری از ترس به شجاعت.ما یاد میگیریم در دل ترس برویم(در سی دی امواج بازدارنده ذهن، گفته میشه که باید با ترس روبرو شد) ولی با خشم نمیتوانیم روبرو بشویم، باید جا خالی بدهیم یعنی باید موکولش کنیم به بعد.وقتی در مورد خشم میگویی الان نه،بعدأ باهاش روبه رو می شوم،این بعدأ می شود آگاهی.
خشم از این است که مثلأ یک نفر اومده زده روی دستت،تو یک کاری را انجام دادی موفق نبودی،یک نفر اون حس برتری را از تو گرفته و...
وقتی شما با ترست روبرو بشی دیگه وارد عملیات شدی و بقیه هم میره زیر مجموعه اون. امیدوارم با آموزشهای بتوانید درست تصمیم بگیرید.


تهیه گزارش : بهار مسافر نیکوتین

می توانید دیدگاه خود را بنویسید
عذرا .اهواز چهارشنبه 25 مهر 1397 10:33 ب.ظ
با سلام و احترام خدمت خانم جلالی عزیز و دیگر دوستان مشارکت مثل هر هفته عالی بود استفاده کردم من اگر در جایگاه فرمانبرداری قرار دارم اگر بخواهم فرمانده خوبی باشم نباید حتی به اندازه یک فکر کردن نظری داشته باشم با تشکر فراوان از خانم بهار عزیز خدا قوت پایدارو مستدام باشید.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
دسته بندی مطالب ...
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic