آرامش و صلح در خانواده ها با حضور در کنگره
شنبه 30 آذر 1398 ساعت 07:29 ب.ظ | نوشته شده به دست همسفر سپیده | ( نظرات )
به نام قدرت مطلق الله

استاد امین: انسان درآن‌واحد و در یک‌چشم بر هم زدن می‌تواند جزء نیروهای منفی باشد، همه فکر می‌کنند که من جزء نیروهای مثبت هستم و اگر هم روزی بخواهم جزء نیروهای منفی قرار بگیرم شاید چند سال طول بکشد، ولی این‌گونه نیست ما در یک آن نقشمان عوض می‌شود، پس انسان با عمل خود، خود را نمایش می‌دهد که آیا عمل او شیطانی بوده و یا انسانی؟ اگر در لحظه‌ای یک عمل انسانی انجام دهیم جزء نیروهای الهی هستیم ولی آن لحظه‌ای که عمل ضد ارزشی صورت می‌گیرد جزء نیروهای منفی می‌شویم، پس نگوییم که ما حالا جزء نیروهای مثبت هستیم و با نیروی منفی کاری نداریم، این موضوع در لحظه می‌تواند تغییر کند، زمانی که انسان این دیدگاه را پیدا بکند آن‌وقت عملی را که می‌خواهد انجام دهد را بافکر انجام می‌دهد.

سلام دوستان امین هستم یک مسافر

شاکر خداوند هستم که در جمع شما حضور دارم و امیدوار هستم که سفر اولی‌ها در سفرشان توفیق داشته باشند که به خط پایان برسند و کسانی که در حال خدمت هستند خداوند یاری‌دهنده آن‌ها باشد و حاصل این آمدن‌ها این باشد که خانواده‌ها در آرامش و صلح زندگی کنند و نتیجه این آموزش‌ها در کنگره نزدیک شدن خانواده‌ها به همدیگر باشد نه چیز دیگر و همه این آمد و رفتن‌ها برای این است که انسان بتواند بهتر زندگی کند و در صلح و آرامش باشد، زیرا عموم افرادی که به کنگره می‌آیند یک زندگی در حال جنگ و کش مکش را تجربه می‌کنند، انشالله که این آموزش‌ها نتیجه‌اش به همین شکل باشد. امیدوارم آموزش‌های درستی که در کنگره داده می‌شود به ضد خودش تبدیل نشود، هدف کنگره احیا کردن انسان‌هاست نه اینکه به‌واسطه آن به دیگران فخر بفروشیم و باعث سقوط انسان شود، باید بدانیم که جهان‌بینی برای خود من است تا بتوانم راحت‌تر زندگی کنم و با انسان‌ها ارتباط برقرار کنم و با آن‌ها در صلح باشم و کمتر دچار مشکلات و درگیری باشم.

انسان در مسیر خروج از تاریکی ممکن است مواقعی دور بردارد، ولی ما باید هوشیار باشیم و نگذاریم این دور برداشتن‌ها ادامه‌دار باشد، درخت هرچه پربارتر است سرش پایین‌تر است، بنابراین نباید به خاطر این مسائل جهت را گم کنیم، مهربانی یک رویش قهر است و یک رویش مهر است، سخت‌گیری هم باید جزو آن مهربانی باشد، در این موارد نتیجه آموخته‌های من در خلق‌وخوی من نمایان می‌شود و این را هرکسی به دل خودش رجوع کند کاملاً متوجه می‌شود، چون انسان به نفس خودش بصیر است می‌داند اگر حرفی به‌طرف مقابل می‌زند برای چیست، آن حرف را می‌زند تا حالش را بگیرد یا اینکه به او قوت قلب بدهد، به او گفتی تا او را بسوزانی یا اینکه بگویی رئیس او هستی، خودمان میدانیم برای چه این حرف را زدیم، هر انسانی که به این درجه از شناخت برسد مسیر خودش را پیدا می‌کند، باید این را هم موردتوجه داشته باشیم که عذرخواهی کردن کار انسان‌های بزرگ است، کسی که اشتباه کرده است و این را بازگو کند و عذرخواهی کند انسان شجاعی است، من خودم شاهد بوده‌ام که جناب مهندس بارها بابت موضوعاتی عذرخواهی کرده‌اند، آقای مهندسی که بنیان کنگره و معمار کنگره هستند این کار را انجام داده‌اند و این مسئله بسیار آموزنده است. انسان تا زمانی که در تفکر صلح و پذیرش باشد مسیر برایش باز است ولی زمانی که حس طلبکاری و روکم‌کنی دارد راه برایش مسدود می‌شود.

مثلاً راهنمایی که بابت انجام ندادن تکالیفش رهجوی خود را تنبیه بکند، برای این است که او راه را پیدا کند، نیت و هدف او چیز دیگری است تا رهجو بتواند به رهایی برسد، خاطرم است آقای مهندس قبل از اینکه درمان اعتیاد را پیدا کنند اول‌ازهمه منش ایشان تغییر کرد، دیگر در سال 75 از کسی انتظار نداشتند، نه از کسی طلبکار بودند، نه عصبانی می‌شدند و نه بدخلقی می‌کردند بااینکه هنوز ایشان درگیر اعتیاد بودند، ایشان این احساس را کرده بودند که من باید خودم مسئولیت کارهای خودم را بر عهده بگیرم، این مسائل را یاد گرفته بودند و اجرا می‌کردند، بعد از سفر هم این موارد ادامه پیدا کرد که بعداً من متوجه شدم که این‌یک قانون کلی است چون انسان‌ها تفاوتی باهم ندارند، در آفرینش ویژگی‌های ما همه از یک جنس هستند، مواردی که باعث می‌شود یک فرد یک کار بزرگ انجام دهد به منش و ادب و خلق‌وخوی او بستگی دارد.

یک فردی مدام در حال گارد است و می‌خواهد به شخص دیگر حمله کند، این‌یک فاز است، ولی یک فرد دیگر زمانی که چیزی می‌شنود سعی می‌کند به آن فکر کند، حال کدام‌یک از این افراد از جهنم خارج می‌شوند، شخصی که منتظر است تا یکی کوچک‌ترین مطلبی بگوید و به او حمله کند و یا فردی که پذیرش دارد؟ حال من خودم باید به این موضوع برسم که می‌خواهم یاد بگیرم یا خیر، شعبده‌ای که در این موارد می‌توان یافت این است که انسان درآن‌واحد و در یک‌چشم بر هم زدن می‌تواند جزء نیروهای منفی باشد، همه فکر می‌کنند که من جزء نیروهای مثبت هستم و اگر هم روزی بخواهم جزء نیروهای منفی قرار بگیرم شاید چند سال طول بکشد، ولی این‌گونه نیست ما در یک آن نقشمان عوض می‌شود، پس انسان با عمل خود، خود را نمایش می‌دهد که آیا عمل او شیطانی بوده و یا انسانی؟ اگر در لحظه‌ای یک عمل انسانی انجام دهیم جزء نیروهای الهی هستیم ولی آن لحظه‌ای که عمل ضد ارزشی صورت می‌گیرد جزء نیروهای منفی می‌شویم، پس نگوییم که ما حالا جزء نیروهای مثبت هستیم و با نیروی منفی کاری نداریم، این موضوع در لحظه می‌تواند تغییر کند، زمانی که انسان این دیدگاه را پیدا بکند آن‌وقت عملی را که می‌خواهد انجام دهد را بافکر انجام می‌دهد. خود من همیشه در مسائل حق را به خودم می‌دادم، می‌گفتم من که این‌همه برای طرف خدمت کرده‌ام پس حالا باید حرف من را گوش دهد و باید بپذیرد، این برای من هست که فاعل قضیه هستم، اما طرف مقابل چی؟ من در مقابل اعمالی که انجام می‌دهم باید سخت‌گیر باشم که آیا عمل من سالم است یا سالم نیست، این باعث تداوم حرکت من در خارج شدن از تاریکی‌ها می‌شود، اما در نقطه مقابل، کسی در مورد من صحبتی کرد و در آن لحظه در مورد من باانصاف برخورد نکرد، همان لحظه ملاک قرار ندهم، اگر با من باانصاف برخورد نکرد اعمال پیشین او را هم در نظر بگیرم.

برفرض راهنمای من در لژیون با من بد صحبت کرد یا به‌ناحق به من چیزی گفت، حال رهجو باید چگونه برخورد کند؟ ره‌جو باید فکر کند و بگوید راهنمای من این‌همه به من خدمت کرده است، این‌همه در طول یک سال به من آدرس درست داده است؛ حالا یک‌بار به خاطر حال بدش به‌ناحق برخورد کرده است، اینجا مهم این است که من چگونه باراهنمای خودم برخورد می‌کنم، اگر آن گذشته‌ها را بریزم دور آن‌وقت باراهنما چگونه برخورد می‌کنم و در جایگاه یک انسان ناسپاس ظاهر می‌شوم و انصاف را زیر پا می‌گذارم، اینجاست که حس خود شخص هم خراب می‌شود، یک نفر پیش من آمد و با ناراحتی به من گفت که راهنمای من، من را قضاوت کرده است و من این را به راهنمای خودم گفتم و راهنما هم اصلاً قبول نکرد و دل من از این بابت شکست، من به او گفتم اصلاً راهنما باید تو را قضاوت کند و تو حق ناراحت شدن را نداشتی، راهنمایی که نتواند رهجو را قضاوت کند چگونه می‌تواند او را اصلاح کند، تو از راهنمای خود ایرادی گرفته‌ای که اصلاً ایراد درستی نیست، زمانی که به او این را گفتم حالش تغییر کرد.

زمانی که ما جهان‌بینی را یاد می‌گیریم ممکن است به ضد خودش تبدیل شود، آنجا آن قضاوت بد است، منظور این است که مردم را در خیابان قضاوت نکن، افرادی که به کنگره می‌آیند را قضاوت نکن، شخص آن قضاوت نکن را در کنگره یاد می‌گیرد و می‌برد و علیه راهنما از آن استفاده می‌کند، پس در کنگره فاعل و آن‌که در مورد عملی انجام می‌شود بسیار مهم است، اگر این موضوعات را یاد نگیریم در ادامه راه دچار مشکل می‌شویم، اگر من راهنما این را یاد نگیرم تبدیل می‌شوم به یک ظالم و من رهجو اگر یاد نگیرم تبدیل می‌شوم به یک انسان ناسپاس. یک فردی که به باشگاه ورزشی رفته بود پیش من آمد و به این دلیل که کسی در باشگاه دیگر است نمی‌تواند عضو باشگاه کنگره شود به من با ناراحتی گلایه می‌کرد، مادرش هم پیش من آمد و گفت چرا با فرزند من این‌گونه برخورد می‌کنید، حالا مادرش به این فکر نمی‌کند که اینجا حالش خوب شد، پدرش سفرکرده است و به درمان رسیده است، ورزش را در کنگره یاد گرفته است ولی این را می‌بیند که نمی‌گذارند در کنگره مسابقه دهد، این‌همه اتفاق خوب را ندیدی ولی آنجایی که یک خواسته‌ات برآورده نشد ما شدیم یک فرد بد.

این جمله که می‌گویند تا از خود نگذری به خود نرسی قصه نیست، یعنی اینکه باید از خواسته خود بگذریم، تو که از یک خواسته‌ات نمی‌توانی بگذری و همه را زیر سؤال می‌بری مطمئناً به خودت نمی‌توانی برسی، پس اگر انسان در جایگاه فاعل قرار گرفت یادش باشد که می‌تواند در یک‌لحظه جزو نیروهای منفی باشد و اگر در جایگاهی که قرارگرفته و کاری انجام می‌دهم باید گذشته و پیشینه را فراموش نکند و اگر بدرفتاری دید آن را به دل نگیرد تا این‌که شرایط خراب نشود و از مسیر خارج نشود، اگر ما این را یاد بگیریم در حال و احوال ما بسیار تأثیرگذار خواهد بود و عملکرد ما را تغییر می‌دهد. آنجایی که ما در جایگاه استاد هستیم باید حواسمان جمع باشد عملی که انجام می‌دهیم باانصاف باشد و آنجایی که شاگرد هستیم خوبی‌ها و کارهایی که استاد و سیستم انجام داده از یاد و خاطر نبریم تا بتوانیم به آن حال خوش‌دست پیدا کنیم.

تولد بنیان کنگره را به همه عزیزان تبریک می‌گویم، آغازی بود که آقای مهندس با خارج شدن از اعتیاد نوری را کشف کردند و راهی را پیدا کردند که زندگی خودشان و خانواده‌شان و زندگی بسیاری از انسان‌ها را تغییر بدهند و این دانش و علم کشف نشده بود که باعث درد بشر شده است، فردی سال‌هاست که درگیر مواد مخدر است و نمی‌تواند از آن خارج شود و در حال رنج و عذاب است، ولی زمانی که دانش اعتیاد کشف شد این درد و رنج‌ها آرام‌آرام از بین رفت. ما هم این روز بزرگ را جشن می‌گیریم و انشالله سال‌های سال ایشان سایه‌شان بر کنگره باشد و آموزش‌ها را در اختیار انسان‌های نیازمند قرار دهند و امیدوارم همه خانواده از این دانش بهره‌مند شوند. خیلی ممنون که به صحبت‌های بنده گوش دادید.

منبع: ویلاگ شادآباد

می توانید دیدگاه خود را بنویسید
مسافر زهرا بیژنی از میرداماد یکشنبه 8 دی 1398 11:45 ب.ظ
خدا قوت خدمت استادمحترم آقای امین دژاکام از سخنان زیبایتان آموزش گرفتم
خدا قوت خدمت وبلاگ نویس محترم
شهلا یکشنبه 8 دی 1398 07:21 ب.ظ
با تشکر از وبلاگ نویسان شاد آباد ، مطالب بسیار عالی و
نکات بسیار عالی که یادآوری آن ، باعث رشد ما می شود.
همسفر زهره (لژیون ششم) یکشنبه 8 دی 1398 03:47 ب.ظ
با عرض سلام.از مطالب خوب شما آموزش گرفتم.سپاس فراوان.(از شعبه شمس)
مسافر نیکوتین الهه شنبه 30 آذر 1398 09:27 ب.ظ
با تشکر از وبلاگ نویسان شاداباد
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
دسته بندی مطالب ...
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic