پرسش و پاسخ روز سه شنبه شعبه آکادمی 98/10/17
جمعه 20 دی 1398 ساعت 05:49 ب.ظ | نوشته شده به دست همسفر سپیده | ( نظرات )

1. من دو مسافر دارم که یکسال رهایی دارند ولی الان دیگر به کنگره نمی‌آیند و در منزل نشسته‌اند و کار هم نمی‌کنند و هر چقدر برایشان کار پیدا می‌کنم ولی پیگیر نیستند و لجبازی می‌کنند و من وقتی یاد دوران مصرفشان می‌افتم که چه حالی داشتم و آرزو داشتم که این‌ها سالم شوند، ولی الان آن‌ها سالمند و شاد ولی من غمگین هستم، احساس می‌کنم که زیاده‌خواه و ناشکر هستم، چه کنم؟
پاسخ: وادی اول آقای مهندس می‌فرمایند که زندگی کنید و بگذارید دیگران هم زندگی کنند، انسان‌ها راه خودشان را خودشان انتخاب می‌کنند یک موقع ما برای آدم‌های اطرافمان چیزهایی می‌خواهیم که آن‌ها خودشان نمی‌خواهند به خواسته‌شان احترام بگذاریم تا دیروز می‌گفتیم که حالشان خوب شود حالا خواسته‌ی دیگری مطرح است، زمان بدهیم، انسان‌ها با هم متفاوت هستند مطمئن باشید یک روز به این فکر فروخواهندرفت. باید قدم بردارند؛ بعضی‌ها اصلا دارند می‌دوند و تفاوت وجود دارد با تمام این مسائل اجازه دهید افراد خودشان انتخاب کنند و تصمیم بگیرند و ما به‌عنوان مشاور کنارشان باشیم. یک موقع آنقدر ما بی‌موقع مشاوره می‌دهیم که افراد را به‌ستوه می‌آوریم و با ما لج می‌کنند. شما تصور کنید که فردی که رها می‌شود تازه از زیر آوار بیرون آمده زمان می‌برد تا خودش را پیدا کند. بی‌حسی که مواد مخدر برای انسان می‌آورد، آدم زندگی سالم و طبیعی را فراموش می‌کند تا خودش را پیدا کند زمان می‌برد زمان بدهید.

2. چگونه به حس حسادت و قیاس کنار بیاییم؟ قیاس از منیت به‌وجود می‌آید، چگونه می‌توانیم جایگاه حقیقی خود را تشخیص دهیم و از این حس حسادت خارج شویم؟
پاسخ: وقتی می‌گویی منیت یعنی من جایی ایستاده‌ام که حق من نیست، من باید جایی باشم غیر از اینجا و این یک حس است. برای اینکه به این حس رسیده باشد قیاس می‌کند، یکسری افرادی را پیدا می‌کند که از او بالاتر هستند و به زعم او باید از او پایین‌تر باشد و چون اینطور نیست خودش را آن فرد در دو کفه قرار می‌دهد. و این حال انسان را بد می‌کند، خب ما می‌گوییم این کار را نکنید، چطور این کار را نکنیم؟ باید یک ابزار داشته باشیم، این جور افراد داشته‌هایشان توجهی نمی‌کنند، خیلی چیزها دارند ولی توجهی نمی‌کنند، آدمی که حسادت می‌ورزد و قیاس می‌کند. خیلی چیزها دارند که یا نمی‌بینند و یا کم می‌بینند و ارزشی برای آن قائل نیستند. اگر ببینند و ارزش قائل شوند، اصلاً این کار را انجام نمی‌دهند. همه‌چیز در سی‌دی‌های آقای مهندس و آقا امین به سادگی و دقت بیان شده که من فقط آن‌ها را تکرار می‌کنم و از خودم چیزی به جز آموزه‌های کنگره ندارم.

3. مسافر من به کنگره نمی‌آید، من چه کنم؟ باید جریمه پرداخت کنیم و ما یک‌بار جریمه پرداخت کرده ایم؟
پاسخ: من فکر می‌کنم همین که اجازه می‌دهند که شما جریمه پرداخت کنید، شما باید خدا را خیلی شاکر باشید. من یک موقعی متعجب می‌شوم که اگر فردی روزی 10 هزار تومان مواد مصرف کند، در ماه می‌شود 300 هزار تومان و در سال می‌شود 3 میلیون و 600 هزار تومان و هیچ مصرف کننده‌ای که موادش را در دوران مصرف کم نمی‌کند و بیشتر هم می‌شود. می‌آید کنگره از زمانی که وارد می‌شود در حدود 1700 تا 2500 cc شرکت OT مصرف می‌کند، این پولش چقدر می‌شود؟ چیزی حدود 1 میلیون و 700 هزار تومان که در این مدت شخص تفاوت این مبلغ را پس‌انداز کرده و وقتی رها می‌شود این هزینه را ندارد. یک توجیح ناخوشایندی وجود دارد که می‌گوید صد بار اگر توبه شکستی بازآ!! این در پیشگاه خداوند است نه در کنگره که شخص هر روز برود مواد مصرف کند و بیاید و بگویند خوش آمدی! این که نمی‌شود، راه به این آسانی که همه چیز علامت‌گذاری و نشانه‌گذاری شده و هرگونه کمکی وجود دارد و هر سوالی داشته باشد پاسخ می‌دهند. یک روز به فردی گفتند که اگر پای تو به تهران برسد پول همین طور ریخته، از قطار پیاده می‌شود می‌بیند که اسکناس هزار تومانی افتاده می‌گوید الان وقت ندارم بردارم. این‌طور نیست که دائم برود مواد بزند برگردد و ما هم بگوییم عیب ندارد، چقدر فرصت؟ کنگره فرصت می‌دهد ولی باید بهای آن را بپردازد. همین که بیاید و بذر آگاهی کنگره در آن راهنمایی اولیه را بگیرد دیگر مصرف مواد به او لذتی نمی‌دهد.

4. شما می‌فرمایید به مسافر کار نداشته باشید، یعنی فرزند من اعتیاد دارد و می‌بینم چه حال خرابی دارد و به کنگره نمی‌آید. به او توجه نکنم و فقط به خودم و اصلاح خودم بپردازم؟
پاسخ: بله اول شما خودت را اصلاح کن بعداً به این توانایی می‌رسی که کمکی که او لازم دارد را به او انتقال بدهی، مثلا کسی که بلد نیست رگ بیمار را بگیرد، اگر تجهیزات سرم را به او بدهید و بگویید که رگ بگیر و کمک کن تا نجات پیدا کند، خب آن شخص که بلد نیست باید اول رگ گرفتن را یاد بگیرد و بعد یاد بگیرد چطور سوزن را وارد رگ کند، چطور هواگیری کند و ... خب یک فرزند، یک همسر، یک برادر مصرف کننده است، تو باید اول یاد بگیری که با او چه طور رفتار کنی و برای این کار باید اول خودت را و مسئله اعتیاد را بشناسی.

5. من بعد از رهایی مسافرم وارد کنگره شدم. به خاطر آسمانی شدن دختر سه ساله‌ام از تعادل خارج شده بودم و به کنگره آمدم ولی هنوز این واقعه دردناک را نپذیرفتم و بهم ریخته‌ام، چطور باید با این مصیبت کنار بیایم؟
پاسخ: به خاطر این است که هنوز نپذیرفتی، به دنبال چرائی هستی. من وقتی خواهر جوانم را ازدست دادم با آقای مهندس صحبت کردم، بالاخره هر فردی که می¬خواهد منتقل شود باید یک دلیلی داشته باشد، آقای مهندس فرمودند که این بچه آمد که این فرد را بردارد و ببرد. یکسری رویدادها در زندگی ما همین‌جوری نیست، این که همین‌جوری نیست ما می¬خواهیم یکسری مسائلی را پیدا کنیم که به چراهای ما پاسخ داده بشود. مطمئن باش که اگر به تو بگویند که چرا این بچه منتقل شد، تو بیشتر به‌هم می‌ریزی. در وادی پنجم اگر بخوانی می‌گوید که باید بپذیری، باید قبول کنی و تسلیم و رضا؛ یکسری چیزها به دست ما نیست و ما باید بپذیریم. تسلیم یعنی قضاوت نکنی. بعد همه موجوداتی که از خودشان تولید دارند، محبت خاصی به آن تولید دارند ولی محبت جاری در کنگره محبت عام است که ما با هم نسبت و قرابت خونی و قراردادی نداریم ولی نسبت به هم محبت فوق‌العاده‌ای داریم. از آنچه که اندوخته داریم به همدیگر کمک می¬کنیم. باید بپذیری و این جنگ را تمام کنی. پیوندی را ایجاد کرده¬ای که دائم تو می‌کشی و او می¬کشد (یاد آن فرزند) این را قطع کن، زندگی جاری است اگر هر اتفاقی بیفتد فردا صبح آفتاب طلوع می¬کند، در وادی هم همین را می¬گوید که زندگی جاری است. به جاری اینکه به درگاه خداوند دعا کنی، اجرا کن. می¬گوید که در جهان ما تفکر قدرت مطلق حل نیست.

6. من نسبت به یک شخص نزدیک کینه دارم که هر وقت او را می‌بینم برمی‌گردم به سال‌های قبل و اذیت می‌شوم. مسلماً از برخورد من همسرم و پسرم ناراحت می‌شوند. لطف کنید مرا راهنمایی کنید.
پاسخ: سی‌دی شکل‌گیری نیروها را گوش کنید، خیلی به شما کمک می‌کند. در به‌وجود‌آمدن هر مسئله‌ای دو طرف سهیم هستند. هیچ وقت نمی‌شود که یک‌طرف مقصر باشد و یک‌طرف بی‌گناه؛ این اصلا امکان‌پذیر نیست. کینه یک آتش است که انسان در درون خودش شعله‌ور می‌کند و وقتی که آن فرد را می‌بیند، این باروت را که در درون خودش دارد، فندک می‌زند و این آتش می‌گیرد. حالا با این آتش می‌خواهد چه کارکند؟ می‌خواهد وقتی خودش آتش می‌گیرد؛ آن فرد را هم آتش بزند. می‌خواهد به او منتقل کند در صورتی‌که به او منتقل نمی‌شود. یعنی کسی که کینه می‌ورزد فقط در خودش تخریب ایجاد می‌کند و این حس را دارد در واقع آشکار و پنهان منتقل می‌کند. آیا این تخریب نیست؟ حالا که مکانیزم درمان آن را ما در کنگره می‌دانیم. بعد هم ما فکر می‌کنیم که از دیگران زخم خورده‌ایم این فکر را نباید بکنیم. اگر فکر کنیم که در به‌وجود‌آمدن آن موضوع من هم نقش داشتم، دیگر اینطور فکر نمی¬کنی و این زمان می‌خواهد. هیچ چیز یک‌دفعه نمی‌شود.

7. مثلث ترس، منیت و نامیدی که باعث می‌شود دانایی رشد نکند؛ از این سه ضلع به جز منیت، آن دو هنوز در من حل نشده است چه کنم؟ راه حلی وجود دارد؟
پاسخ: فکر می‌کنید که در ما حل شده؟ نسبی است و طیف دارد و راه حلی وجود ندارد باید تلاش کنید. یین و یانگ است، تمام این نقاط تاریک را باید به کوچک‌ترین نقطه برسانید اما نمی‌توانید محوش کنید. می‌گوید که سفیدی می‌آید و این تاریکی را آن‌قدر کوچک می‌کند تا به کوچک‌ترین نقطه برسد و آن نقطه کوچک باقی می‌ماند. اگر آن فرد تاریکی را دوباره گسترش دهد، روشنایی را فرا می¬گیرد. اصلا کار ما همین است، اگر این کار را نکنیم صبح تا شب چه کاری انجام دهیم؟ اساس حیات همین است دیگر.

7. پسر من خیلی منیت دارد و لجباز است و من با او خیلی مدارا کردم و الان بار سوم است که او را به کمپ می‌فرستم. خودم سه سال است که به کنگره می¬آیم و نمی-دانم بعد از آمدن از کمپ با او چه رفتاری داشته باشم؟
پاسخ: من می‌گویم که دیگر او را به کمپ نفرست و کاری به کارش نداشته باش. این جنگ است و تو داری می‌جنگی. من این کاری که می‌گویم را هشت سال پیش به فردی در اصفهان گفتم، او دائم می‌جنگید و من گفتم رهایش کن. گفت می‌رود هروئین می‌زند و من گفتم خب برود بزند، او را از منزل بیرون کرده بود، گفتم اگر یک موقع می‌آید؛ او را تحویل بگیر، برایش غذای گرم درست کن، لباس تمیز آماده کن که حمام کند و به او پول بده تا برود مواد تهیه کند. ما باید به اختیار انسان¬ها احترام بگذاریم، فکر نکنید چون فرزند من است مال من است و من باید او را درست کنم و او را تغییر دهم. خیلی از آدم¬ها همین نگاه را هم به سمت همسرشان دارند و همین کار را می‌کنند، تمام تلاششان را می¬کنند که در همسرشان تغییر به وجود بیاورند. اگر او نخواهد تغییر کند تو کاملاً خسته و ناامید خواهی شد و حس تو نسبت به آن شخص تغییر خواهد کرد و اذیت می¬شوی و نباید این کار را انجام بدهی.

8. لطفاً بفرمایید که چگونه با ترس‌های خودمان روبرو شویم؟
پاسخ: در سی‌دی ترس آقای امین خیلی واضح مطرح کرده‌اند که یکسری از ترس‌ها نگهدارنده و یکسری بازدارنده است. در آن‌ها که بازدارنده است، ما به ترتیب باید خودمان را قوی کنیم که با آن‌ها روبرو شویم و فرار نکنیم از خیلی از مسائل، فرار کردن چیزی را حل نمی‌کند.

9. حدود یک‌سال است که به کنگره آمدیم، موقعی که دوازده قدمی بودم راهنما داشتم و خیلی از حس‌هایم باز شده بود ولی این‌جا آن محبت و مهر آن‌جا را ندارد و حالم خراب‌تر شده، صبور نیستم، برای آمدن مسافرم عجله دارم و ایشان اصلاً حرکت نمی‌کند و من خیلی حالم خراب شده است. چه کنم؟
پاسخ: خب تشریف ببرید همان‌جا. هر چیزی که فکر می‌کنی حالت را خوب می‌کند قدم بردار و حرکت کن. اصلا اشکالی ندارد. همین مسئله اصلی و اساسی این است که شما باید با خودت روبرو شوی. شخصی روبروی شما است که کاری را که شما می‌خواهی انجام نمی‌دهد و شما تمام قلاب و دوربین را روی او انداخته‌ای و از خودت فاصله گرفته¬ای و این حال خراب شما برای همین است. این قلاب و دوربین را بردار و من امیدوارم که متوجه بشوی که خداوند چه لطفی در حق تو کرده که الان اینجا هستی. و اگر باز هم دیدی نشد در کنگره همه آزاد هستند، اگر خواستند بیایند قدمشان روی چشم و هر وقت نخواستند بروند و دست حق به همراهشان.

10. مسافر من بعد از چند ماه سفر اول بودن، دوباره مواد مصرف می¬کند و سوال من این است که چه برخوردی باید با او داشته باشم؟
پاسخ: اصلاً نباید به روی او بیاوری که حتی دیده‌ای و اگر چیزی از جیبش پیدا کردی ببر سر جایش بگذار. وقتی شما به او می‌گویی بر سر این موضوع یک پیوند ایجاد می‌کنی و این پیوند حس خوبی در پشتش نیست، وقتی که حس خوبی پشتش نباشد نتیجه درستی نمی‌دهد.

11. اگر فرمان الهی منوط به خواست ما باشد چگونه خواست خود را تقویت کنیم و از بی‌حسی خارج شویم؟
پاسخ: با تمرین که در وادی نهم هم می¬گوید که وقتی نیروی از کم شروع می¬شود و به درجه بالا و بالا تر می‌رسد نقطه تحمل پیدا می‌کند.

12. مسافر من بارها سفرش را خراب کرده اما بار آخر خیلی ناراحت است و مدام به من می‌گوید که با راهنمایش صحبت کنم برای برگشتن او به لژیون، آیا این کار صحیح است؟
پاسخ: حتماً باید با راهنمایش صحبت کند و آن چیزی که حقیقت است را با صداقت مطرح کند و حتماً راهنما به او کمک می¬کند، اصلاً شک نکنید. همسفران نباید مداخله کنند، ما در گذشته یکسری تجربیات داشتیم، یک زمانی می¬گفتیم مسافر و همسفر با راهنمایشان بیایند و اگر مشکلی دارند مطرح کنند و این موضوع مربوط به سال های قبل از سال 90 است و بعد کمی این را تعدیل کردیم که نتیجه نداد و بعد گفتیم که اگر خیلی ضروری است با حضور مرزبان صحبت کنند ولی الان درکنگره کاملاً ممنوع است. چرا؟ چون وقتی مسافر شما یک موضوعی را از راهنمایش مخفی کرده تا خودش آن را حل کند و شما می¬روی و به راهنمایش او را می¬فروشی و خرابش می¬کنی، حس آن‌ها را خراب می¬کنی. من خودم یک راهنما هستم و اصلاً به من ارتباطی ندارد که رهجوی من در منزل چه رفتاری دارد. وقتی که شما به من می¬گویی که او در منزل چه برخوردی دارد، ساختار آن فرد رهجو در نزد من راهنما به طور کامل می¬ریزد و من وقتی او را می¬بینم، صحبت‌های شما را به خاطر می¬¬آورم و دیگر با آن رهجو نمی¬توانم ارتباط برقرار کنم و حس‌هایم از او دور می¬شود و او متوجه می¬شود. نه مسافر باید همسفر را خراب کند و نه همسفر اطلاعات مسافر را به راهنمایش بدهد. به همین جهت می-گوییم ما کاری با این سیستم نداریم. سیستم خانواده به جای خودش و کار خودش را انجام بدهد و ما فقط در مسئله درمان در بخش مسافران و جهان بینی در بخش همسفران فعالیت می‌کنیم. این¬که در منزل شما چه می¬گذرد ربطی ندارد. ما این آموزش¬ها را یاد می¬گیریم که بتوانیم در آن بستر یا زمین که خانواده ما است اجرا کنیم. در دستور جلسه هفته قبل گفتیم جهان‌بینی ورزش؛ یعنی تفکری که با آن به ورزش نگاه می¬کنی. برتری طلبی است که در ورزش معلوم می¬شود و  اشخاص چه کارهایی انجام می¬دهند و چه بهم ریختگی¬هایی به وجود می¬آورند. ما آموزش می¬گیریم که در زندگی‌مان جاری کنیم، باید صبر کنیم و کم¬کم و به تدریج اجرا کنیم.

13. من سعی می‌کنم که از ضدارزش‌ها دوری کنم، اما متاسفانه هر چقدر که تلاش می‌کنم بیشتر به سمت ضدارزش‌ها کشیده می¬شود و از دست خودم خسته شده‌ام و کنترلی روی اعصابم ندارم. غیبت می‌کنم و گمان بد می‌برم و زود پشیمان می‌شوم چه کنم؟
پاسخ: این سعی کردن مثل این است که یک وزنه را بخواهم بلند کنم، می بینم کار من نیست و خودم را گرم می¬کنم که یک مرتبه این وزنه را بلند کنم، شاید این کار را انجام بدهم ولی دیگر آن آدم قبلی نیستم و آسیب می¬بینم. این پشیمان شدن خوب است ولی دوباره انجام دادن آن خوب نیست. وقتی انسان به این موضوع پی می¬برد که نباید کاری را انجام دهد ولی انجام می¬دهد؛ خودش را سرزنش می¬کند، بعضی از انسان‌ها آنقدر خودشان را سرزنش می¬کنند که از خودشان چیزی باقی نمی¬گذارند و حالشان خراب می¬شود. در اجرای وادی هشتم هم می¬گوید که ما سعی می¬کنیم این کار ضدارزش را انجام ندهیم، حالا انجام شد دیگر خودت را محاکمه نکن اگر هم محاکمه می‌کنی حکم اعدام برای خودت صادر نکن.

14. چرا من وقتی که سی‌دی¬ها را گوش می¬کنم، متوجه صحبت‌های آقای مهندس می‌شوم ولی در لژیون راجع به آن نمی‌توانم صحبت کنم؟
پاسخ: چون شاید می¬خواهی نقش بازی کنی و در لژیون تایید دیگران را بگیری که بگویی من خیلی خوب صحبت می¬کنم و خیلی یاد گرفتم. اول سی‌دی را بنویس و بعد گوش کن و یک¬بار بخوان و بعد هر چیزی که به یادت می¬آید بگو. خود من در مشارکت¬ها یک موقع سرفصل را می¬نویسم ولی یکسری مواقع هیچ کاری نمی¬کنم، فکر می¬کنم راجع به آن و در چارچوب آن موضوع، هر چیزی که از دلم آمد می¬گویم. وقتی این کار را انجام دهی به خودت می¬گویی که من آن چیزی که در دلم بود گفتم و دیگر دنبال تایید دیگران نیستی که بگویند عجب استادی بود. اگر این کار را بکنم چند صباح دیگر باید بروم به دنبال زندگی¬ام. اگر بازخورد خوبی می¬بینم باید توشه‌ای باشد برای من که بر حس¬های نادرستی که می¬تواند در من به وجود بیاید تسلط پیدا کنم و این کمک و یاری را می‌رساند.

15. شما درباره حس صحبت کردید اگر انسان مجبور باشد به کسی که با او زندگی می‌کند به ظاهر حس خوبی داشته باشد ولی این حس¬ها از ته دل نباشد به خاطر رفتار بد او چه باید بکند؟
پاسخ: او را بپذیرد، چون نپذیرفته دارد یکسری نقش بازی می¬کند، آن نقش را بپذیر و غالب آن فردی را که با تو زندگی می¬کند را قبول کن. این قبول نکردن است که این حس را به وجود می¬آورد. ظاهر سازی نکن.

16. مسافر من نزدیک یکسال است که رها شده و تقریباً شرایط خوبی برای ازدواج ندارد، ولی اصرار به این کار دارد و دائم مرا سرزنش می¬کند که مادر به فکر من نیستی، هر چه برایش توضیح می¬دهم که ازدواج آمادگی می¬خواهد مرا تهدید می¬کند، چه کنم؟
پاسخ: اگر سرکار می¬رود واقعاً به او بگو که پس¬انداز کند. سی‌دی ازدواج آقای مهندس را چندین بار گوش کنید و نکاتی که ایشان می¬گویند را واقعاً اجرا کنید، اگر این کار را انجام دهید و واقعاً خواستش را داشته باشید و از خداوند بخواهی که آن فردی را که مناسب است سر راه انسان قرار می¬دهد. یک فردی خواستش را دارد ولی آن افرادی که در کنارش هستند و باید کمک کنند و یاری برسانند نمی¬خواهند و این چفت نمی-شود مثل دو سر سیم است که فاز هست ولی نول قطع است و هرچقدر که کلید را می¬زنی روشن نمی¬شود. بالاخره این دو باید هم¬سو باشند.

17. پسر من سه بار به کنگره آمد و مجدداً برگشت خورد و کارتن خواب شد و دوباره به کلینیک رفت تا دوماه و گریز زد؛ تا اینکه متوجه شدم اصلاً دارو مصرف نمی¬کند. الان هم دوباره کارتن خواب شده است و من از او خبر ندارم. خودم به کنگره می¬آیم و سی‌دی می¬نویسم و گوش می¬کنم. به نظر شما برای پسرم چه کاری انجام بدهم که بتوانم او را به کنگره بیاورم.
پاسخ: خیلی کار خوبی می¬کنی که به کنگره می¬آیی و سی‌دی گوش می¬کنی و همانطور که قبلاً گفتم اگر به منزل آمد برای او غذا آماده کن، لباس و حمام و... چون یک موقع انسان نمی¬خواهد، یعنی مطرح است که خداوند اذن خروج از تاریکی را به انسان می¬دهد ولی دیگر به جای آن انسان کهOT  نمی¬خورد یا سی دی نمی¬نویسد. آن اذن الهی که در سی‌دی بیکران هم آقای مهندس گفتند که یکسری نیروها دارند کار می¬کنند که به چشم نمی¬آیند و این¬ها وجود دارند و به انسان کمک می¬کنند. آن انسان اگر بخواهد در مسیرش قرار می¬گیرد. این کارهایی که می¬کند نشانه¬های انسانی که خواست درمان دارد نیست.

18. مسافر من خیلی زودرنج شده است و زود حرف¬ها را به¬دل می¬گیرد.
پاسخ: نقطه تحمل او پایین آمده، به او بگو که وادی نهم را بیشتر کار کند.

19. من یک تازه وارد هستم و تازه به کلاس آمده¬ام و هیچ چیزی از روند کلاس نمی-دانم. می¬شود مرا راهنمایی کنید؟
پاسخ: راهنمای تازه واردین حتماً شما را راهنمایی می¬کنند، اصلاً نگران نباشید.

20. من خدا¬را شکر می¬کنم که در کنگره قرار گرفتم، می¬خواستم از شما بپرسم که با گناهان گذشته چه کار کنم که مرا اذیت می¬کند؟ و کدام سی‌دی را گوش کنم که مسیر درست را پیدا کنم؟
پاسخ: خودت را ببخش. اگر در سفر دوم هستی پیمان وادی هشتم را اجرا کن و مسیر درست را پیدا کرده¬ای، در این مسیر حرکت کن. گاهی اوقات آدم¬ها کاری برای انجام دادن ندارند و خودشان را می¬اندازند در کفه. انسان وقتی که خودش را در کفه می¬اندازد باید توانایی هایش را ببیند.

21. مسافر من بعد از رها شدن به اعتیاد بازگشته و حاضر نیست که به کنگره بیاید و هر روز حال او بدتر می¬شود. چه کار از من برمی¬آید؟
پاسخ: به او امید و انگیزه بده. به او بگو عیبی ندارد که برگشت کردی، راه هست بیا و هر کمکی بخواهی من انجام می¬دهم. ناامیدش نکن که چرا برگشت کردی؟ حالا بروی به کنگره چه می¬خواهی بگویی؟ همه افرادی که با تو بودند راهنما شدند! ناامیدش نکن. چون مهم نیست، یعنی مهم هست ولی باید به او اینطور بگویی که به او نیرو و انگیزه بدهی. حتماً با او صحبت کن که به او کمک می¬کنی

22. مادر من بیماری ام‌اس دارد و جهان ‌ینی خیلی پایینی دارد. من شنیده¬ام که در کنگره راه درمان ام‌اس پیدا شده.
پاسخ: یک دوره¬ای بود که از بیمارستان امام خمینی درباره بیماری ام‌اس انجام شد و الان در واقع انجام نمی¬شود.

23. به نظر شما اگر به غیر از بیماری اعتیاد فردی در راه مستقیم نمی¬خواهد که قرار بگیرد، آیا او را هم باید رها کنیم؟
پاسخ: بله، فردی که راه ضدارزشی می¬رود و راهش با ما فرق دارد را می¬خواهی چه کارش کنی؟ یقه¬اش را بگیری که با ما به صراط مستقیم بیا؟ انسان¬ها اختیار دارند و راه خودشان را انتخاب می¬کنند و حرکت می¬کنند و قضاوت هم نکنید که راه این‌ها کج است راه ما درست است.

24. ما که در اینجا آموزش دیده¬ایم می¬دانیم که قضاوت کردن بد است ولی وقتی در جمعی قرار می¬گیریم که افراد مسخره می¬کنند، غیبت می¬کنند چه رفتاری از خودمان نشان دهیم که بفهمند کار اشتباهی انجام می¬دهند؟
پاسخ: به نظر من درباره این موضوعات باید به حس خنثی برسید. چون من دارم درباره آن¬ها قضاوت می¬کنم و شده¬ام قاضی. کاری که می¬توانم بکنم که خیلی سخت است این¬که اگر آن¬ها می¬خندند من نخندم و اگر گفتند که تو چرا نمی¬خندی نگویم که شما دارید کار ضد ارزشی می¬کنید! نباید این واکنش را نشان داد. اصولاً وقتی که انسان در مسیر خاصی قرار می¬گیرد کمی تنها می¬شود. وقتی تنها می¬شود از این تنهایی ناراحت نباشد و ما هم داریم در این جامعه زندگی می¬کنیم. یک بنده¬ی خدایی من را دعوت کرد به جایی و من گفتم که نمی¬توانم بیایم، گفت تو چرا نمی¬توانی بیایی؟ گفتم راستش ما در آنجا حرف درست و حسابی که نمی¬زنیم، دائم درباره مال و منال دیگران صحبت می‌کنیم که چه کسی چقدر سود کرد، کی چقدر برد، چقدر شکست خورد، این خونه خرید و گیر بدهیم به کسی و او را آنالیز کنیم و... . من ترجیح می¬دهم دوستی ما در همین حد بماند. اگر آن فرد بخواهد که رفت و آمد کند در چارچوبی که من بخواهم انجام می¬شود اگر نخواهد من این کار را انجام نمی¬دهم.

25. مسافر من سفرش را شکسته آیا من باید رها کنم؟ چون بعد از سه سال برگشت خورده. آیا راهی هست؟
پاسخ : گفتم که چه کار کنید. او شرمنده خودش هست، ما دیگر پیاز داغش را زیاد نکنیم. وقتی که وارد سفر دوم می¬شوند اجازه دهیم که یکی دوسالی بمانند، شما به مسافر ها کمک کنید. می¬افتند در چالشی که من حالا که رها شدم، آنقدر خرابی به بار آورده¬ام و خودش را با دیگران قیاس می¬کند با برادرش، برادر همسرش و دوستانش که آن‌ها از نظر اقتصادی جلو زده¬اند و این چون کمی عقب¬تر است، نمی¬گوید که من از نظر اندیشه‌ای کجا هستم، شاخصش برای مقایسه حساب بانکی و وسایل است. برای همین چه اتفاقی می¬افتد؟ می¬گوید من باید جبران کنم وقتی می¬رود در جبران کردن انگار هنوز پی این ساختمان خشک نشده که ما ستون و سقف بزنیم، امروز این کار را می¬کند سه سال بعد برمی¬گردد. این مال این قضایا است، این تفکر و اندیشه این موضوع را به بار می¬آورد. اجازه دهید یک‌سال در کنگره خدمت کند. این خدمت کردن اساس کار است برای خودشناسی. ما تمام این سی‌دی‌ها را بنویسیم ولی در کنگره خدمت نکنیم انگار که کار نکرده¬ایم در خدمت با هم به چالش می¬افتیم و معلوم می-شود که در درون ما چه خبر است.

26. چگونه با حس خیانت کنار بیایم؟ و چطور می¬توانم او را ببخشم؟ خیلی سعی و تمرین کردم ولی به او اعتمادی ندارم و متاسفانه خودش هم هیچ تلاشی برای از بین بردن این حس بد و به دست آوردن اعتماد من نکرده است.
پاسخ: این یک مسئله خیلی حساس است، تنها چیزی‌که می¬توانم بگویم این است که؛ یک موقعی برای شخصی در کنگره یک اتفاقی افتاد دیدم که چند نفر نشستند و راجع به او صحبت می¬کنند. من گفتم صبر کنید! اگر من به عنوان آن فرد در آن جایگاه قرار گرفتم و این کار را نکردم درست است، ما اصلاً نمی¬دانیم که او چه روندی را طی کرده که این اتفاق برایش افتاده، شاید اگر من هم آن روند را طی می¬کردم کاری را می¬کردم به مراتب بدتر از آن. این یک نقطه تفکر است، یقیناً این کارها به نتیجه مطلوبی نمی¬رسد، زمان بده و صبر کن ولی وقتی برگشت با فاصله او را ببخش و زمان بده که طرف فکر نکند که حالا سریع برگشت این آغوش باز است که من تو را بخشیدم. با فاصله که متوجه کار اشتباهش بشود. این کار هیچ لطمه¬ای به شما نمی¬زند و این بالاترین لطمه را به خود فرد می¬زند. یکی از قوانینی که در کلام الله آمده است همین است که پیمان شکن نباش، ما فکر می¬کنیم که این پیمان فقط با خداوند است ولی با انسان¬ها هم هست. وقتی که عقد می¬خوانند این یک پیمان است که در هر کیش و مذهب پیمان خاص خودش را دارد. با کس دیگری این پیمان را می¬بندد و دو طرف را گره می¬زند که من در سختی و گرفتاری تو را تنها نمی¬گذارم، دارد پیمان می¬بندد و این زبان و کلام دارد مسئولیت به بار می¬آورد. یکمی صبر کن.

27. پسرم علاقه شدیدی به قلیان دارد و من هر ترفندی که به کار بردم نتوانستم او را قانع کنم که قلیان حتی از سیگار هم بیشتر ضرر دارد، از سیگار و مواد متنفر است اما علاقه به قلیان باعث شده که این اضطراب را در من به وجود بیاورد.
پاسخ: این یک دوره است که می¬گذرد. اگر سرزنشش کنید دائم در این قهوه خانه¬ها می¬چرخد. وقتی آمد دیدی بوی قلیان می¬دهد یقه¬اش را نگیر بگذار این سوال در ذهنش ایجاد شود که چرا یقه مرا نگرفت و هیچی به من نگفت. بگذار او به دنبال تو بیاید و وقتی که آمد که چرا چیزی به من نمی¬گویی؟ بگو تو اختیار داری می¬توانی در خودت تخریب به وجود بیاوری و تو می¬توانی راه خودت را انتخاب کنی من فقط گفتم که این برای تو یک چاه است. وقتی اینطور بگویی او را به نقطه تفکر وادار می¬کنی ولی اگر به او گیر بدهی وادارش می¬کنی به پنهان کاری.

28. آموزش‌های کنگره را دریافت می¬کنم و خیلی هم لذت می¬برم و تا زمانی که حالم خوب است سعی می¬کنم که عمل کنم ولی زمانی که در یک شرایط خاص و یا تشنج قرار می¬گیرم و عصبانی می¬شوم کلاً فراموش می¬کنم که چه کار باید بکنم.
پاسخ: در آن حالت از دست دادن انرژی است که این حالت را برای ما به بار می¬آورد. وقتی که یک اتفاقی می¬افتد باید با کمی طمانینه رفتار کنیم. این چهارده ثانیه سکوت ابتدای جلسه تمرین خوبی است و اگر بتوانیم در کارهایمان جاری کنیم خیلی به ما کمک می¬کند. یکسری اتفاقات مثل بنزین است که یکهو گر می¬گیرد و من به آن گر گرفتن واکنش نشان می¬دهم و اگر من واکنش نشان ندهم خاموش می¬شود و من تازه می¬توانم حرفم را با طمانینه بزنم.

29. چطور می توانم کسی را که تا این حد قلب مرا شکسته ببخشم برای رهایی او تلاش می¬کنم ولی نمی¬توانم ببخشمش. یک راهی نشانم بدهید؟
پاسخ : باید برای رهایی خودت تلاش کنی و راجع به این مساله در سوالات گذشته صحبت شد.

30. چقدر باید پول بدهم، کی آدم می¬شود¬؟ اگر کسی بود که به کنگره می¬آمد چقدر خوب بود.
پاسخ : قرار نیست کسی بیاید، هستند! در جایی قرار نگیریم که فردی در زندگی‌اش اشتباهی انجام داده و من به خود اجازه بدهم که بخاطر آن اشتباه او را قضاوت کنم و بگویم کی قرار است آدم شود. خیلی ممنون که این سوال را کردید و این سوال مرا نسبت به خودم هوشیار کرد که ببینم در کجا قرار دارم و چه حس‌های خوبی دارم و چه حس‌های بدی دارم و از این نوشته حس خوبی دریافت نمی‌شود و بوی خوبی از آن استشمام نمی‌شود. ما با کلام در بخشی می‌توانیم تغییر ایجاد کنیم. در خانواده‌ها اصل و اساس کار حس است. اکثر شماها فرزند دارید، وقتی فرزند از در وارد می شود مادر از نگاه فرزند متوجه می¬شود که او کاری را انجام داده و این در اثر حس بین آن‌هاست؛ زیرا حس دارای پیام است چرا که حس‌های بین مادر و فرزند از فرستنده فرزند و گیرنده مادر، فرکانس‌هایشان بهم نزدیک است. او حسی را می¬فرستد و مادر با گیرنده‌هابش این حس را دریافت می‌کند.

31. مسافرم به آرامش و تعادل رسیده است ولی من هنوز نرسیده¬ام. چه کار کنم که من نیز به آرامش درونی برسم؟
پاسخ: زمان بده. یک نفر صد متر را در ده ثانیه طی می¬کند ولی یک نفر آرام‌تر می دود.  هر دو این مسیر را طی می‌کنند. یک نفر از نظر ساختاری قدرت بدنی قوی‌تری دارد و تمرین بیشتری کرده است به همین علت سریع‌تر می¬دود. قیاس بین این دو نفر کار درستی نیست. نباید قیاس کنیم و این فرد قیاس کرده است.

32. من مدت دو سال است که عضو کنگره 60 هستم اما نزدیک دو ماه است که حس نوشتن سی‌دی را ندارم و تنبل شده‌ام و بیشتر و بیشتر نیروهای منفی را در خود حس می¬کنم و حتی دیگر راهنمایم را دوست ندارم.
پاسخ: برگرد به قبل از زمانی که این حس در تو به وجود آمد. یک کاری کرده¬ای یا یک اتفاقی افتاد یا یک فکری در تو به وجود آمد که آن کار یا اتفاق تو را با خودش برد. اگر هیچ کاری نمی¬کنی فقط و فقط بیا و سر همان لژیون همیشگی خودت بنشین. بعد خواهی دید که خودش حل می¬شود و درست شدی و واقعاً خواهی دید که درست شده است. این تجربه شخصی خود من است که در برهه‌ای از زمان این‌گونه شده بودم و انگار تمام عالم و آدم و همه نیروها دست به دست هم داده بودند تا نگذارند من به کنگره بیایم و من می¬گفتم که دیگر به کنگره نمی¬روم ولی نزدیک زمان شروع به کنگره که می¬رسید یواشکی نفس خود را جا می¬گذاشتم و به کنگره می¬آمدم. این مسئله بعد از رهایی برای من اتفاق ¬افتاد و حتی گاهی در شعبات مسئولیت داشتم ولی حوصله رفتن به کنگره را نداشتم باز هم می¬رفتم و در یک گوشه¬ای می¬نشستم و فقط به مشارکت ها گوش می‌کردم و می¬دیدم چه می¬گویند و از این مشارکت¬ها کدام حرف¬ها به درد من می¬خورد، بعد یکدفعه می¬دیدم حالم دگرگون شده و من خوب شده-ام. این حالت‌ها کاملاً طبیعی است.

33. مسافر من چند ماهی است که وارد سفر دوم شده است و در کنگره خدمتگزار است و خیلی هم خوب خدمت می کند ولی در خانه اصلاً کمک نمی¬کند و تنبل است و خیلی از خود راضی است و اگر حرفی در خانه پیش بیاید با حرف‌های زشت و ناجور پاسخ من را می¬دهد واقعاً از کارهایش خسته شده¬ام. چه کنم؟
پاسخ: این نقاب می¬افتد. شما زمان بدهید این نقاب حتماً می¬افتد.

34. چکار کنیم که نقطه تحمل ما در همه چیز بالا برود و همین طور که فرمودید مثل لیوان آب نباشیم که سریع به هم بریزیم. گاهی اوقات فکر می¬کنم که انرژی خوبی را که به دست آورده¬ام در قرار گرفتن در جمعی و صحبت با افرادی از دست می¬دهم. چه کار کنم؟
پاسخ: دو کار را سعی کنیم انجام ندهیم. یک قضاوت و دو این¬که دوربین¬مان را سعی کنیم فقط روی خودمان باشد. انسانی که قضاوت نمی¬کند و انسانی که منِ خود را زیر پا می¬گذارد، به آرامش می¬رسد و منیت آتشی است که از این ساختار بیرون زده و شعله‌ور می¬شود.

35. آیا همان رفتاری که درباره قلیان فرمودید درباره سیگار هم همان رفتار را داشته باشیم؟
پاسخ: بله همان رفتار است.

36. همسرم اعتیاد دارد و دائم انکار می¬کند و مدتی است که وسایلم را به منزل پدرم برده‌ام و آنجا هستم. چه کنم؟
پاسخ: ما به هیچ عنوان در مسائل خانوادگی دخالت نمی‌کنیم به هیچ عنوان! ولی شما اگر وادی اول را مطالعه فرمائید و تامل کنید و تفکر کنید حتماً می‌توانید راه درستی را پیدا کنید.
منبع: شعبه آکادمی
می توانید دیدگاه خود را بنویسید
سمیه مسافر نیکوتین از رودهن یکشنبه 22 دی 1398 03:30 ب.ظ
خیلی خوب بود جواب سوالم و گرفتم
مسافر نیکوتین الهه جمعه 20 دی 1398 09:23 ب.ظ
ممنون از مطالب اموزنده
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
دسته بندی مطالب ...
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic