وبگردی، قلیان، ذره‌ذره جسم را به نابودی می‌کشاند
چهارشنبه 30 بهمن 1398 ساعت 09:45 ب.ظ | نوشته شده به دست همسفر سپیده | ( نظرات )

به نام عشق الهی


Gerelateerde afbeelding



سلام دوستان زهرا هستم مسافر نیکوتین.

از اینکه دلنوشتهٔ مرا می‌خوانید سپاسگزارم، این دلنوشته‌ای که نوشتم با تمام دلنوشته‌هایم فرق می‌کند چون خیلی سختی کشیدم، عذاب کشیدم تا به اینجا رسیدم حالا در موردش صحبت می‌کنم.

به خاطر مشکلات و تنهاییم پناه آوردم به قلیان و فکر می‌کردم درست است و اشتباه نمی‌کنم، اما بااینکه یکی از دوستانم تعارف کرد و برای اولین بار قلیان به دستم داد، بااینکه سرفه می‌کردم اما بازهم ادامه دادم وهمان یک‌بار کشیدن تبدیل شد به پنج سال و 6 ماه کشیدن مداوم و اجبار به مصرف.

روزهای اول که می‌کشیدم خیلی برایم لذت‌بخش بود و دوست داشتم همیشه با دوستانم به سفره‌خانه‌های متفاوت برویم و از آن فضای سفره‌خانه که به سبک سنتی بود لذت ببرم، هرچه که جلوتر می‌رفتم بیشتر بدنم احتیاج به نیکوتین داشت، وقتی عصبی می‌شدم خیلی بدتر از سری قبل قلیان استفاده می‌کردم یعنی هرروز سه وعده یا پنج وعده می‌کشیدم.

خودم را داشتم نابود می‌کردم و تمام نیکوتین بدنم را بمباران کرده بودم تا اینکه کنگره را پیدا کردم و برای درمان مسافرم پایم به کنگره باز شد و به قول آقای مهندس بستر برایم فراهم شد.

حدود چند ماه در کنگره یاد گرفتم که قلیان و سیگار یک ضد ارزش است و وقتی این را فهمیدم دیگر قلیان مثل قبل به من لذت نمی‌داد و مجبوری استفاده می‌کردم. بعدازآن فکر کردم که به‌صورت سقوط آزاد انجام بدهم بهتر است و به قول آقای مهندس اطلاعات درست و نادرست را جمع‌آوری نکرده بودم و نمی‌توانستم گلچین کنم، فقط سرخود برای خودم کار انجام می‌دادم و درست فکر نمی‌کردم و حدود 3 ماه سقوط آزاد رفتم. قلیان و بساطش را کلاً شکاندم و دور ریختم و از شرش راحت شدم و رفتم دندان‌پزشکی و دندان‌هایم را جرم‌گیری کردم و دلم خوش بود که کارم درست است و سعی می‌کردم روزهای جمعه در پارک طالقانی حضورداشته باشم تا تفریحی باشد که بعدها در لژیون ویلیام وایت شرکت کنم و هرروز پیش خانم جلالی که راهنمای نیکوتین بود می‌رفتم و دائماً می‌پرسیدم که من چه زمانی مسافر این لژیون می‌شوم و ایشان هم می‌گفت صبر کن و آموزش‌های کنگره را یاد بگیر تا زمانش فرارسد، باید 9 ماه از حضور در کنگره بگذرد.

خلاصه اینکه سقوط آزاد رفتم ولی بدجور وسوسه داشتم و دوباره شروع کردم ولی دائماً با خود می‌گفتم که داری خودت را خفه می‌کنی، خودت را می‌کشی، این‌همه کشیدی چه شد؟ آخرش به کجا رسیدی؟ هیچی جز درد در قفسهٔ سینه و عفونت ریه برایم چیزی باقی نگذاشته بود این حرف‌ها من را تحریک می‌کرد که زیاد قلیان را مصرف نکنم و یک‌درمیان استفاده کنم و زیاد دود در ریه‌هایم نمی‌دادم. روزبه‌روز تنفرم بیشتر می‌شد و چون به آگاهی رسیده بودم و سی دی سیگار و جایگزینی آن‌که آقای مهندس صحبت کرده بودند، گوش دادم باعث شد که بیشتر به فکر بدنم باشم طوری که خیلی مراقب دندان‌هایم بودم و هر شب داروی گیاهی درست می‌کردم تا ریه‌هایم سالم باشد و بالاخره بعدازاین همه مدت سختی روز جمعه 11بهمن 1398 در لژیون ویلیام وایت شرکت کردم و خانم جلالی کمک راهنمای نیکوتین این اجازه را به من داد تا سفرم را شروع کنم.

اول از عشق الهی سپاس گذارم که این بستر را برایم فراهم کرد و از راهنمای نیکوتین خانم جلالی عزیز سپاس گذارم که این اجازه را به من داد تا سفرم را شروع کنم و مسافر نیکوتین بشوم. آن روز یک روز خاص و دل‌انگیزی برایم بود. ازیک‌طرف یکی از دوستان هم لژیونی‌ام در امتحان کمک راهنمای نیکوتین قبول‌شده بود و شیرینی حلیم آورده بود و از طرفی کنار خان کماندار و دیده‌بان محترم آقای سلامی این شیرینی صرف شد و در آن هوای سرد خیلی دل‌چسب بود و واقعاً نمی‌توانم حس خودم را به زبان بیاورم، فقط عشق الهی می‌داند که چه بر من گذشت فقط این‌طور می‌توانم بگویم که خیلی پرانرژی بودم و احساس می‌کردم که می‌خواهم به‌سلامتی واقعی که مثل پرنده‌ای پرواز می‌کند بال دربیاورم و پرواز کنم و از اینکه دیگر بساط قلیان را پهن نمی‌کنم راحت شده بودم و وقتی‌که شروع به خوردن آدامس نیکوتین می‌کنم یک حس عجیبی دارم و به چشم یک دارو به آدامس نگاه می‌کنم و این آدامس می‌خواهد مرا به تعادل و درمان برساند.

بازهم از عشق الهی سپاس گذارم که این بستر را برایم فراهم کرده و همین‌طور از کمک راهنمای نیکوتین خانم جلالی عزیز سپاس گذارم و عشق الهی بهترین‌ها را برایش رقم بزند و انشا الله سالیان سال در کنگره ماندگار باشم و بذر خوبی بکارم تا دیگران بتوانند استفاده کنند.

زهرا سلیمانی، لژیون ویلیام وایت

نگارنده: همسفر زینب لژیون هفتم
منبع: نمایندگی ابن سینا
می توانید دیدگاه خود را بنویسید
سمیه مسافر نیکوتین شعبه ابوریحان دوشنبه 5 اسفند 1398 09:40 ب.ظ
خانم زهرای عزیز مطالب خیلی عالی و آموزنده خداقوت عزیزم
سمیه مسافر نیکوتین از رودهن یکشنبه 4 اسفند 1398 10:44 ق.ظ
خانم زهرا دلنوشتتون خیلی آموزنده بود ممنونم از مطالبخوبتون براتون از صمیم قلب آرزوی موفقیت می کنم
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
دسته بندی مطالب ...
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات