کارگاه آموزشی مجازی، وادی هشتم
شنبه 30 فروردین 1399 ساعت 09:21 ق.ظ | نوشته شده به دست همسفر سپیده | ( نظرات )
هفتمین جلسه لژیون مجازی ویلیام وایت، با دستور جلسه وادی هشتم و تأثیر آن برروی من به استادی راهنمای گرامی سرکار خانم اعظم جلالی در تاریخ ۹۹/۱/۲۶ رأس ساعت ۱۰:۳۰ صبح آغاز به کار نمود.


خلاصه سخنان استاد:

برداشت من از وادی هشتم این هشتم این است که برای ورود به مسیر حرکت باید اول باید خواسته ما مشخص باشد، جناب مهندس می‌فرمایند: وقتی می‌خواهی سفری را شروع کنی چه در سفر مواد مخدر و چه در سفر سیگار باید یک‌پنجم جهان‌بینی را بالا ببری تا بتوانی یک‌پنجم مواد را پایین بیاوری به نظر من این‌یک پنجم همان مشخص بودن خواسته و هدف هست ما باید مانند تشنه‌ای باشیم که دنبال چشمه آب می‌گردد که خودش را سیراب کند. یک مسافر نیکوتین باید برای خودش این نقشه و هدف را ترسیم کند که با هر مسئله‌ای در زندگی‌اش فرونریزد هیچ‌وقت نباید فکر کنم که اگر درگیر مشکلات هستم و حال من خوب نیست عذر موجهی برای عدم حضور من در لژیون می‌تواند ‌باشد اتفاقاً وقتی حالم خوب نیست باید حتماً در لژیون شرکت کنم تا از آموزش‌ها برای حل مشکلاتم بهره بگیریم کسی که درگیر مشکلات می‌شود و گریز می‌زند (سیگار می‌کشد) و سفرش را خراب می‌کند حتماً او حضور مستدامی در لژیون نداشته است که نتوانسته خودش را در مقابل این تصمیم و یا وسوسه قوی کند. نکته بعدی که در وادی هشتم نظر من را به خودش جلب کرد این بود که در گوشه‌ای بنشین و خودت را خوب نگاه کن و بر خودت ناظر باش. برای جبران خسارت ما باید نگاهی به خودمان بیندازیم و به‌عنوان ناظر می‌توانیم ببینیم که چه به‌روز خودمان آورده‌ایم چه ازنظر مصرف سیگار و قلیان و چه ازنظر افکار و اندیشه چه آسیبی به جسم و روان خودمان وارد کرده‌ایم به زبان دیگر این وادی به ما یادآوری می‌کند که تخریب‌های خودمان را در مثلث درمانی یعنی همان جسم روان و جهان‌بینی مورد بازبینی قرار بدهیم.


مشارکت مسافران نیکوتین:

مسافر نیکوتین زهرا:

هر مسئله‌ای که می‌خواهد پیش بیاید همیشه با یک حرکت ممکن می‌شود و فکر به‌تنهایی مسئله را حل نمی‌کند که چند شرط دارد زمانی که می‌خواهیم حرکت کنیم باید خواسته داشته باشیم و درراه به دست آوردن آن تلاش کنیم اگر دانایی من بالا باشد فقط در صراط مستقیم حرکت می‌کنم در این غیر این صورت وارد راه‌های فرعی می‌شوم که خودم متضرر می‌شوم برای رسیدن به آرامش در مبحث جبران خسارت اول باید خودم را ببخشم و بازپرداخت بدهی‌های گذشته‌ام را انجام بدهم تخریب‌هایی که در جسم و روان خودم ایجاد کرده‌ام را برطرف کنم. شرایط پیمان بستن هم این است که باید سفر دومی باشیم و اجازه راهنما را داشته باشیم و در اجرای آن قاطع باشیم.

مسافر نیکوتین الهه:

با حرکت راهنمایان می‌شود در سکون زایش نیست؛ برداشت من این است که شاید من خواسته‌ای داشته باشم ولی اگر در مسیر آن حرکت نکنم آن خواسته شکل نمی‌گیرد اول باید تصویرسازی کنم و بعد تلاش کنم و به‌صورت عملی دربیاورم ‌تا به هدف برسم؛ جبران خسارت از خودمان این‌گونه است که دانسته یا ندانسته با مصرف سیگار و قلیان و افکار منفی تخریب‌هایی به سیستم فیزیولوژی و روان خودمان وارد کرده‌ایم وقتی وارد کنگره شدیم و آموزش دیدیم، یاد گرفتیم که آسیب‌هایی را که به جسم و روانمان زده‌ایم با جایگزین کردن کارهای ارزشی به‌جای کارهای ضد ارزشی جبران می‌شود، در کنار دریافت دارو باید جهان‌بینی خودمان را هم رشد بدهیم و خسارت‌هایی که به جامعه زده‌ایم مثل انداختن ته سیگار روی زمین، شکستن شاخه‌های درخت و ... همه این‌ها را می‌توانیم با جایگزین کردن کارهای ارزشی جبران کنیم و در آخر مراحل پیمان را می‌گوید که به نظر من مانند حاجی که به مکه می‌رود و باید آن را نگه دارد ما هم باید با تزکیه و پالایش لایه‌های درونی و صور پنهان خودمان را تغییر بدهیم.

مسافر نیکوتین سمانه:

تجربه من این است که آلان که در سفر هستم هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم روزی برسد که من بدون سیگار زندگی کنم و عصبی نباشم، آموزش‌ها این مسئله را برای من ممکن کرده است و حرکت من از بالقوه به بالفعل درآمده و از روزی که شروع کردم تمام سعی‌ام بر این است که تمامی آموزش‌ها را عملی کنم که دیگر نیازی به سیگار کشیدن نداشته باشم، راه و مسیر علامت‌گذاری شده به‌وسیله کسانی که قبلاً این راه را طی کرده‌اند مانند خانم جلالی و ما در مسیر قدم گذاشته و با گرفتن آموزش‌ها و فرمان‌برداری از دستورات راهنما ان‌شاءالله به مقصد می‌رسیم.

مسافر نیکوتین ناهید:

وادی‌ها مانند دانه‌های زنجیر به هم متصل هستند و اگر وادی قبل را متوجه نشویم نمی‌توانیم وارد وادی دیگر بشویم وقتی یک فکر یا مشکلی داریم و به راه‌حل درست فکر می‌کنیم باید حرکت هم کنیم و تفکراتمان را از بالقوه به بالفعل درآوریم خیلی مهم و سخت است ولی شدنی است اگر راه را پیدا کردیم و در جهت حرکت کردیم نباید فکر کنیم در طی مسیر و تا آخر راه فقط خوبی‌ها را می‌بینیم بلکه ممکن است مشکلات زیادی پیش بیاید اگر خواسته من قوی باشد می‌توانم مشکلات را حل کنم حتی شاید مسائلی در راهم پیش بیاید که تاکنون نداشته‌ام که این اثر تخریبی نیروهای بازدارنده است ولی من با خواسته قوی و ایمان قوی خودم باقدرت بیشتر حرکت خواهم کرد هنر ما این است که از آگاهی و دانایی‌مان کمک بگیریم برای ادامه سفر و مسیر زندگی اگر مشکلی داریم باید دنبال راه‌حل باشیم و در مسیر حرکت کنیم و به طول سفر نگاه نکنیم بلکه تمام توانمان را برای شروع و ادامه راه بگذاریم.

مسافر نیکوتین شهلا:

باید خواسته‌هایمان را بشناسیم هدفمان را بشناسیم و انتخاب مسیر کنیم تردید نداشته باشیم داشتن خواسته قوی خیلی مهم است و ما را وادار می‌کند که تلاش کنیم که به هدف برسیم آیا آلان که برای درمان در کنگره اقدام کرده‌ام در مسیر هستم یا نه؟ آیا خواسته‌ام قوی هست و می‌توانم تا آخر سفر بروم؟ تا به هدف برسم

مسافر نیکوتین زهرا:

گر مرد رهی میان خون باید رفت، از پای فتاده سرنگون باید رفت تو پای در نه و هیچ مپرس، خود راه بگویدت که چون باید رفت. برداشت من از وادی هشتم من را یاد دوران مدرسه انداخت که می‌گفتم اگر من نمره ۱۲یا ۱۴ بگیرم خدا می‌خواهد چه نمره‌ای به من بدهد الآن هم همین فکر رادارم و همیشه می‌گویم که خدایا مرا برای خودت خالص گردان، من آمدم کنگره و وارد سفر دوم شدم با نوشتن چهل سی دی و وقتی سی‌دی‌های وادی‌ها را نوشتم هیچ‌یک از آن‌ها را نفهمیدم تا اینکه متوجه شدم که باید پیمان ببندم تا معنی وادی‌ها را درست بفهمم و برای اینکه در مسیر صراط مستقیم بمانم باید حرکت کنم و این‌طوری تکلیف آدم با خودش معلوم می‌شود که من برای چه آمده‌ام به این دنیا و چه رسالتی دارم، هدفم چه بوده، خودم از خودم چه می‌خواهم ما الآن در کنگره چه می‌کنیم و چرا در این نقطه قرارگرفته‌ایم، چرا؟ چون خدا می‌خواهد من را به اوج برساند حرکت کردن و بودن در مسیر خیلی مهم است و پیمان بستن خیلی لذت دارد شنیده‌ام که انسان بعد از پیمان بستن سبک‌بار می‌شود مانند یک پروانه و هدف مشخص می‌شود فکر می‌کنم نقطه بیداری من وادی هشتم هست که در مسیر قرار بگیرم تا رشد کنم.

مسافر نیکوتین سمیه:

در وادی هفتم گفتیم که رمز و راز حقیقت در دو چیز است یکی یافتن راه و دیگر آنچه برداشت می‌کنیم یعنی اینکه ما هر مشکلی که برایمان پیش می‌آید باید اول راهش را پیدا کنیم و برای پیدا کردن آن‌یک کلید هست در وادی هشتم می‌گوید با حرکت راهنمایان می‌شود، وقتی راهمان را پیدا کردیم باید حرکت کنیم ممکن است هر مشکل و سؤالی برای من پیش بیاید، نباید به پیچ‌وخم‌های جاده فکر کنیم بلکه باید حرکتمان را شروع کنیم در طی مسیر خودِ راه و حرکت همه‌چیز را نشان می‌دهد که چه‌کار باید کنیم، چطور برویم و راه‌حل برای مشکل من پیدا می‌شود؛ از افکار منفی باید دوری‌کنیم تا به انتهای هدف و راهمان برسیم.

مسافر نیکوتین سوگل:

وادی‌ها کلید قفل‌های زنگ‌زده ما هستند چون قبلاً ما به مشکلاتمان فقط قفل می‌زدیم در وادی هشتم یکی از اساسی‌ترین قوانین هستی را به ما آموزش می‌دهد، با حرکت را نمایان می‌شود ‌نیروهای منفی یا بازدارنده را نباید یک هیولا بدانیم بلکه باید آن‌ها را بشناسیم و راه برخورد با آن‌ها را یاد بگیریم چون شیطان به زیباترین شکل وارد افکار ما می‌شود و کاری می‌کند که ما در سکون قرار بگیریم سکون همراه با سکوت موجب سقوط ما می‌شود و ما را از مسیر زندگی خارج می‌کند زندگی انسان یعنی مسیر، جای سیر و حرکت جای سکون و توقف نیست زیرا اگر جای سکون بود دیگر مسیر معنا نداشت انسان مدام درحرکت است و هیچ جا نیست که بگوید دیگر مسیر من تمام شد و باید بایستم، در سی دی مثلث تفکر جناب مهندس می‌فرمایند که باید توان عقلی و توان حسی امان را کاربردی کنیم انسانی که در مسیر زندگی‌اش خودکشی می‌کند به زندگی‌اش پایان نمی‌دهد بلکه فقط محل و مکان زندگی‌اش راکمی تغییر می‌دهد و البته با مشکلاتی بیشتر در هر حلقه از آفرینش چشمان ما بسته می‌شود و در حلقه دیگری باز می‌شود، لحظه دشواری در آن لحظه احساس نمی‌شود آن‌چنان‌که یادآوری آن دشوار است در ابتدای سفر فکر می‌کنیم که چقدر سخت است ولی وقتی حرکت می‌کنیم دشواری را حس نمی‌کنیم مثل مسافران ما که باگذشت زمان ازنظر جسم و روان و فیزیولوژی و جهان‌بینی حال و احوالشان درست‌شده و این قابل‌دیدن هست. جبران خسارت از خودمان، خانواده و جامعه‌مان که خواسته یا ناخواسته به این سه گروه آسیب رسانده‌ایم که باید با برطرف کردن آن‌ها رشد کنیم. بعد از بستن پیمان باید به ارزش‌های اخلاقی پایبندتر باشیم و در مسیر صراط مستقیم حرکت کنیم و در صورت اجازه راهنمایمان که خودش پیمان بسته باشد ما هم برای بستن پیمان اقدام کنیم.

شهره مسافر نیکوتین:

همان‌طور که از تیتر وادی مشخص است باید دست به‌زانو بگیرم و حرکت کنم، حرکت درست با تفکر و اندیشه درست اتفاق می‌افتد و باید خواسته و هدف داشته باشم یعنی انگیزه برای قدم برداشتن و این انگیزه را برای خودم بسازم و شروع به حرکت کنم و بدانم که در مسیر ممکن است سختی هم باشد و من می‌توانم موانع را یکی‌یکی رد کنم و امیدوار باشم.

عاطفه مسافر نیکوتین:

وادی هشتم به من آموزش داد خودت را ببخش تا خودت را نبخشی دیگران را هم نمی‌توانی ببخشی. من همیشه دوست داشتم رفتارهای بدی که با مسافرم و خانواده‌ام را جبران کنم ولی نمی‌دانستم چطور باید این کار را انجام بدهم اما حالا یاد گرفته‌ام که اول باید جسم و روان خودم را بازسازی کنم که یک نمونه‌اش همین سفر نیکوتین است با این کار هم جبران خسارت از خانواده‌ام می‌کنم و هم جبران خسارت از جامعه هست.

مسافر نیکوتین سارا:

این وادی به من نوید و امید می‌دهد که ساکن نباشم و زمانی که حرکت می‌کنم راه برای من پیدا می‌شود، این مهم است که من وادی هفتم را گذرانده باشم که بتوانم حرکت در این وادی را شروع کنم در وادی هشتم قسمت توبه به من کمک بزرگی کرد چون همواره فکر می‌کردم که با توبه بخشیده می‌شوم اما به این نکته توجهی نداشتم که باید جبران خسارت داشته باشم، توبه یعنی مسیری را که رفته‌ام باید برگردم یعنی تحمل سختی‌ها و این همان تزکیه شدن در آن امر است.

در ادامه جلسه قسمت پایانی سی دی امواج بازدارنده ذهن از جناب استاد امین کار شد:

ما از خاصیت ذهن صحبت کردیم که ذهن یک آداپتور دارد که هم تقویت‌کننده هست و هم تضعیف‌کننده، توانایی دارد که یک مسئله را بزرگ‌تر و کوچک‌تر از واقعیتش نشان بدهد، برای اینکه ذهن به این ساختار نیاز دارد که ما را به‌اشتباه بیندازد به همین دلیل نفس اماره همیشه در کمین است که کنترل ذهن را در اختیار بگیرد که خواسته‌های خودش را اجرا کند؛ در مقابل مغز، عقل وجود دارد که به‌راحتی فریب نمی‌خورد و خواسته معقول و غیرمعقول را تشخیص می‌دهد ولی در اینجا یک شعبده وجود دارد همان شعبده ذهن و ساختارش که می‌تواند کوچک‌ترین تغییرات را در اختیار بگیرد و روی آن مانور بدهد اگر ما زشتی را زیبایی و زیبایی را زشتی ببینیم به قول استاد امین عقل ضربه‌فنی می‌شود و نمی‌تواند درستی یا نادرستی مسئله را تشخیص بدهد به همین دلیل نفس اماره تمام سعی و تلاش خودش را می‌کند که ساختارهای ذهن را در اختیار بگیرد در ادامه استاد امین می‌فرمایند کسانی به استادی می‌رسند که شعبده بر آن‌ها راه پیدا نکند، استاد کسی است که خاصیت بزرگنمایی و کوچک نمایی به ذهنش راه پیدا نکند مثلاً اگر نفس دنبال مال و ثروت زیاد و یا مقام و یا هر جایگاه دیگری باشد آن‌قدر با کمک تقویت‌کننده به آن انرژی می‌دهد که تمام فکر شخص برای به دست آوردن آن موضوع متمرکز می‌شود و فکر می‌کند که اگر آن را به دست نیاورد اشتباه کرده است. در نظر بگیرید چند نفر دورهم جمع شده‌اند و در حال غیبت کردن هستند، این تقویت‌کننده و تضعیف‌کننده چه‌کار می‌کند همان‌طور که می‌دانیم امواجی که بین انسان‌ها جریان دارد دارای دو حس جاذبه و دافعه هست مثلاً در رابطه بین دو نفر آن‌قدر عیب طرف مقابل را بزرگ می‌کند که ناخودآگاه دافعه به وجود می‌آید و یا آن‌قدر محسناتش را کم و کوچک می‌بیند که جاذبه بین دو نفر کم شده و دافعه به وجود می‌آید و پیوند قطع می‌شود و شاید این پیوند، پیوند خوبی هم باشد که قطع‌شده؛ ولی شیطان با استفاده از این سیستم‌ها فرمان‌ها را به نفع خودش تمام می‌کند. حال سؤال پیش می‌آید که این ساختارها از کجا به وجود می‌آیند و از چه جنسی هستند؟ امواج بازدارنده ذهن جنس و ماهیتشان یکی نیست مثلاً خشم و تنفر از جنس جاذبه است زمانی که ناراحت و عصبانی می‌شویم فکر ما آن‌قدر راجع به کارهای بد فرد مشغول می‌شود که در ما نسبت به او احساس خشم شدید به وجود می‌آید در این مرحله اتفاق بدی برای ما می‌افتد، سطح انرژی ما به دلیل اینکه در اختیار ساختار خشم قرارگرفته است پایین می‌آید در این حالت نگاه من به وقایع و اطرافم و همچنین طبیعت متفاوت می‌شود چون من همه‌چیز را بر اساس ارتعاشات خودم دریافت می‌کنم. می‌دانیم که‌موج دو خاصیت دارد لرزش و فرکانس، وقتی فرکانس من زیاد شود خوبی‌های طبیعت را می‌توانم ببینم و برعکسش هم صادق است اگر ارتعاشات و فرکانس یا همان سطح انرژی من پایین باشد فقط پلیدی‌ها و زشتی‌ها را می‌بینم و قادر به دیدن خوبی‌ها و زیبایی‌ها نیستم وقتی از کسی ناراحت هستیم و می‌خواهیم از او انتقام بگیریم مرتباً انرژی ما تخلیه می‌شود و در اختیار خشم قرار می‌گیرد و چون انرژی خشم زیاد می‌شود درنتیجه ما تسلیم آن می‌شویم اگر ما در مقابل رودخانه خروشانی قرار بگیریم چه اتفاقی می‌افتد؟ امواج سهمگین رودخانه ما را در خود فرومی‌برد چون نیروی آن از ما بیشتر است، شاید از خودمان بپرسیم پس باید چه‌کار کنیم؛ طبق گفته استاد امین باید از موج خشم دوری‌کنیم چون انرژی ما پایین است متضرر می‌شویم باید ببخشیم و رها کنیم تا در آرامش قرار بگیریم. درباره مثلث آرامش که اضلاع آن شامل؛ بخشش، گذشت و احقاق حق است که می‌تواند همان مثلث توبه باشد، باید با بخشش از نیروی خشم کم کنیم و به سمت آرامش حرکت کنیم باید تشخیص بدهیم فرمانی که به ما داده می‌شود آیا در جهت خشم است یا خیر... امکان دارد خواسته ما در ظاهر معقول باشد ولی در باطن نامعقول و خراب باشد پس باید حواسمان باشد که هیچ‌وقت با موج خشم همراه نشویم و حرکت نکنیم ‌. استاد امین فرمودند هیچ دلیلی برای داشتن تنفر منطقی نیست چون خودِ تنفر منطقی نیست ما وقتی در حالت خشم تصمیم می‌گیریم کنترل ذهنمان در دست خشم قرار می‌گیرد، کلام حقی که با عصبانیت گفته شود هیچ تأثیری نخواهد داشت موقعی اقتدار را به دست می‌آوریم و عمل و کلام ما مؤثر خواهد بود که بتوانیم خشم را در خودکنترل کنیم در این مرحله نفس اماره را زمین زده‌ایم و اعتمادبه‌نفس، قدرت و اقتدار و عزت خود را پیدا می‌کنیم خشم هم دارای جهان‌بینی بیرونی و جهان‌بینی درونی است به همین دلیل نیمی از بار آن در درون ماست و نیمی در بیرون. استاد امین می‌فرمایند اگر خشم درونی‌ات را کنترل کنی، اگر کسی به تو فرمان هم بدهد می‌توانی بگویی خیر. اگر در درون خودت نه گفتن را نهادینه نکرده باشی در بیرون و ظاهر برخلاف میل باطنی‌ات بله می‌گویی، پس درون و بیرون ما باید باهم هماهنگ باشد یعنی عکس‌العمل ما با میل باطنی ما تا ما به تعادل برسیم. کسی حریف امیرالمؤمنین نمی‌شد زیرا او نفسش را بارها و بارها شکست داده بود و این نیرو در جهان بیرون هم برایش به وجود آمده بود بنابراین کسی نمی‌توانست او را شکست یا فریب بدهد.

تهیه و تایپ: مسافر نیکوتین اکرم




می توانید دیدگاه خود را بنویسید
عذرا مسافر نیکوتین اهواز دوشنبه 1 اردیبهشت 1399 02:45 ب.ظ
با سلام و احترام خدمت خانم جلالی عزیز و دیگردوستان مشارکت عالی و اموزنده استفاده کردم امید که همیشه سالمو سلامت باشید با تشکر فراوان از خانم اکرم خدا قوت.
مسافر سیگار الهه یکشنبه 31 فروردین 1399 01:51 ب.ظ
خداقوت و واقعا خسته نباشید
سمانه یکشنبه 31 فروردین 1399 01:24 ب.ظ
ممنون خانوم جلالی و خانوم اکرم عزیزم خدا قوت
اکرم مسافر نیکوتین .. یکشنبه 31 فروردین 1399 12:48 ب.ظ
لژیونی مثل همیشه بسیار پربار بود ..ممنون و خدا قوت
همسفر نسرین شنبه 30 فروردین 1399 04:56 ب.ظ
بسیار عالی. تشکر از خانم جلالی عزیز و همه دوستان که مشارکت کردند و استفاده کردم. خدا قوت به عزیزان وبلاگ برای زحمات زیادی که میکشند.
ناهید مسافر نیکوتین شنبه 30 فروردین 1399 04:25 ب.ظ
با سلام و خدا قوت بسیار عالی و پر بار
سارا اراک شنبه 30 فروردین 1399 04:05 ب.ظ
سلام و خدا قوت به عزیزان وبلاگ ممنون خانم اکرم عزیز به خاطر زحماتتون بسیار جلسه خوبی برای من بود
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
دسته بندی مطالب ...
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic