لژیون مجازی، فزماندهی ساختار ذهن
سه شنبه 7 مرداد 1399 ساعت 08:24 ب.ظ | نوشته شده به دست همسفر سپیده | ( نظرات )
بیست و سومین لژیون مجازی ویلیام وایت با دستور جلسه از فرمان‌برداری تا فرماندهی به استادی سرکار خانم اعظم جلالی در تاریخ ۹۹/۵/۴ رأس ساعت ۱۷ آغاز به کار نمود

 خلاصه سخنان استاد:

سیستم درمانی کنگره از همان جلسات اولیه که یک فرد مسافر و یا همسفر که واردشده و مشاوره می‌شود به‌نوعی به آن شخص هویت و اعتمادبه‌نفس می‌دهند با معرفی خودشان به‌عنوان تازه‌وارد آن شخص از دنیای تاریکی آمده کسی که یک‌ذره هم به خودش مطمئن نبوده و تمام تخریب‌ها و مصائب اعتیاد را تحمل کرده در این مجموعه به او اجازه داده می‌شود که بایستد و خودش را معرفی کند و در ادامه به او حق انتخاب راهنما را می‌دهند درواقع تمام این دستور جلسه‌ها در آموزش‌های سیستم اِعمال می‌شود در مقاطع مختلف با زبان و کلام مناسب و فضا و زمان مناسب در حقیقت با معرفی خودش به‌نوعی فرمان‌برداری و فرماندهی را در یک سطح و لِولِ پائین تر از طرف سیستم به او اعطاء می‌شود و کارش را به‌عنوان یک رهجو شروع می‌کند، ما تقریباً هر جمعه که در پارک طالقانی هستیم و این خودش به‌نوعی فرمان‌برداری تلقی می‌شود وقتی می‌خواهیم در آن فضا دعای کنگره را بخوانیم پشت چشم‌های بسته خودمان یک دعا و یک خواسته را متصور می‌شویم به امید اینکه از طرف خداوند اجابت شود بعد از اتمام دعا وقتی از یکدیگر درباره حس این‌که آیا دعای مستجاب شده خودتان را دیده‌اید همگی اذعان می‌کنند که دیده‌اند و به تصویر کشیده‌اند و این درواقع به دست آوردن فرماندهی ساختار ذهن و فکر و اندیشه ما است، همین پروسه و اتفاق به‌نوعی به دست آوردن فرماندهی شهر وجودی است، اینجا سؤال پیش می‌آید که آیا من فرمان‌بردار خوبی هستم؟ آیا فرماندهی شدن بدون ربّ و مربّی امکان‌پذیر است؟ سیستم برای ما به‌خوبی تدبیر کرده که با آموزش‌ها رهجوهایی را تبدیل به استاد و راهنما می‌کند البته که آن‌ها با فرمان‌برداری به فرماندهی رسیده‌اند و به همین منوال نسل به نسل و گروه به گروه به یکدیگر انتقال می‌دهند لذت‌هایی که ما در زندگی می‌بریم دقیقاً روی همین قانون فرماندهی استوار است مخصوصاً در قلمرو شهر وجودی خودمان،  یکجاهایی ما ندانسته به خودمان ظلم کرده‌ایم براثر ناآگاهی، عدم شناخت و داشتن اطلاعات نادرست از اعتیاد و عوارض سوءمصرف آن داشته‌ایم درصد زیادی از ما احساس نابودی و عجز و ناتوانی می‌کردیم در مقابل این بیماری که با ورودمان به کنگره خیلی مسائل و نوع نگاه و نگرش ما تغییر کرد؛ ما متوجه شهر وجودی‌مان شدیم، متوجه شدیم که ما باید به خودمان هم اهمیت بدهیم و من صرفاً نباید مسافرم را مدنظر داشته باشم و خودم را مثل قبل از آشنایی با کنگره نادیده بگیرم من آمده‌ام با مشکلاتی که طی شده و یا در حال طی شدن است می‌خواهم یاد بگیرم که چگونه این فرماندهی را در دست بگیرم اگر من بلد بودم در خانه می‌ماندم و همه برنامه‌ها را برای خودم می‌چیدم و خودم را درمان می‌کردم ولی نتیجه می‌گیریم که آموزش دیدن و رسیدن به درمان در گروه ممکن می‌شود و شرط اول آن فرمان‌برداری محض است که با کسب آرامش در طی زمان بتوانیم مواردی را که یاد می‌گیریم روی خودمان پیاده کنیم و این فرمان‌برداری به گفته جناب مهندس باید قلبی و دلی باشد در اندیشه و صور آشکار و پنهان باشد ، صرفاً این‌که بگویم من فرمان‌بردارم کفایت نمی‌کند بلکه باید این امر در دنیای درونی‌ام هم وجود داشته باشد، یک راهنما صد در صد متوجه درونی نبودن فرمان‌برداری در رهجو می‌شود حتی از حالت فیزیک و صور آشکارش که از خودش بروز می‌دهد و متوجه می‌شود که رهجو حال دلش خوب نیست و در صور پنهانش با خودش مشکل دارد و درگیر است، کلید رسیدن به فرماندهی در فرمان‌بردار بودن است. این را باید بدانیم که اگر احساس می‌کنیم در قسمت‌هایی فرماندهی‌مان را ازدست‌داده‌ایم یکجایی نقض فرمان کرده‌ایم وقتی به‌مرور سی‌دی‌های جناب مهندس را گوش می‌کنم می‌بینم که آقا به زبان ساده می‌فرمایند که: شما اگر مشکلی دارید نیازی نیست که در تمام طول روزبه آن مشکل فکر کنید دقایقی فکر کنید آن‌هم برای پیدا کردن راه‌حل مشکل فکر کنید در همین جمله‌ای که جناب مهندس گفته‌اند دریایی از آرامش نهفته است و من مرتباً به خودم یادآوری می‌کنم که حالا که این‌ مسئله پیش‌آمده من باید راه‌حلش را پیدا کنم چون زندگی همیشه پر از مسائل و مشکلات است. طبیعتاً درگذشته من این نقطه تفکر را نداشتم، استاد و راهنمایی نداشتم که به من بگوید اعتیاد یک بیماری است و درمان دارد و لازم نیست که این‌قدر غصه بخوری و نگران باشی، بلند شو و حرکت کن و به من انگیزه می‌دهد و راه‌حلی نشان می‌دهد. امیدوارم با بودن در سیستم درمانی کنگره واقعاً قدر این موقعیت و مکان مقدس را بدانیم و سعی کنیم حتی اگر نتوانستیم به‌طور کامل فرماندهی را به دست بیاوریم هرقدر که می‌توانیم در این امر موفق شویم ما با درمان سیگار و قلیانمان مقدار بسیار زیادی از فرماندهی شهر وجودی‌مان را به دست آورده‌ایم چون قبل از درمان سیگار و قلیان  ما فرماندهان خوبی نبودیم و فرماندهی شهر وجودی ما مشروط بود به مصرف نیکوتین شادبودیم، غمگین بودیم، سیگار می‌کشیدیم و خلق‌وخو و روح و روان ما وابسته به مصرف سیگار بود و این فرماندهی ما کامل نبود و خوشبختانه قسمت اعظم این فرماندهی را با رهایی نیکوتین به دست آورده‌ایم.

 امیدوارم بتوانیم به‌گونه‌ای عمل کنیم که در صور پنهان و آشکارمان به زبان و قلب و دل و اندیشه به آن فرماندهی کامل که مدنظر است برسیم.

خلاصه مشارکت مسافرین نیکوتین:

 خانم سمانه مسافر نیکوتین:

 وقتی نگاه می‌کنم می‌بینم که بیش از ۵۰ شعبه در سراسر کشور داریم که این سیستم با یک آهنگ خیلی ملایم و بدون تشنج به کار خودش ادامه می‌دهد پارک طالقانی را نگاه می‌کنم هیچ ناهماهنگی و یا هرج‌ومرجی دیده نمی‌شود علت اصلی این نظم و انضباط فقط فرمان‌بردار بودن است، افراد در کنگره این را یاد می‌گیرند که در هر جایگاهی که هستی یک نفر ناظر و بالادستی داری و فقط خداوند است که یک فرمانده مطلق است؛ ما در کنگره می‌آموزیم که انسان اگر فرمانده هیچ‌کس هم نباشد فرمانده نفس خودش هست وقتی کسی می‌گوید من دوست ندارم از کسی دستور بگیرم نشان‌دهنده جهل اوست چون اگر کسی فرمان‌برداری را نیاموزد هرگز فرمانده نمی‌شود، به قول جناب مهندس: چگونه ممکن می‌شود کسی استاد شده باشد بدون اینکه شاگردی را گذرانده باشد. ان‌شاءالله هیچ مجموعه‌ای بدون بزرگ‌تر نماند، بزرگ‌تر و فرمانده ای که حرفش بر مبنای عدالت، معرفت و عمل سالم باشد . به نظر من اگر راهنمایی حرف مرزبان را گوش ندهد و کوچک بشمرد رهجوی او چگونه می‌خواهد فرمان‌برداری را بیاموزد، در هر جایگاهی که هستیم باید فرمان‌بردار باشیم، چه رهجو باشیم و چه راهنما تا آموزش ببینیم و به تعادل برسیم .

خانم عذرا مسافر نیکوتین شعبه دانیال اهواز:

 این دستور جلسه یک حرکت تکاملی را پیش‌بینی می‌کند که از نقطه فرمان‌برداری شروع می‌شود و به نقطه فرماندهی ختم می‌شود . فرمان‌بردار کسی است که دستورات را بدون چون‌وچرا قبول می‌کند و این قبول کردن از دو حالت خارج نیست یا از سر نادانی و ناچاری است و یا از سر دانایی و آگاهی هست . یک شخص مصرف‌کننده درواقع سه بخش اصلی شهر وجودی خودش را که جسم، روان و جهان‌بینی است را از تعادل خارج کرده و اختیاری از خودش ندارد و درواقع این مواد مخدر است که به شخص مصرف‌کننده فرمان می‌دهد که چه‌کار بکند و چه‌کار نکند.

 خانم مریم مسافر نیکوتین از مشهد:

 تا من فرمان‌بردار نباشم، نمی‌توانم فرمانده خوبی باشم حتی برای زندگی شخصی خودم تا من مادر خوبی نباشم، نمی‌توانم که فرزندان خوبی تربیت بکنم. پس باید اول فرمان‌بردار باشم. از قوانین کنگره فرمان‌برداری کنم، حرف‌های راهنمایم را گوش کنم تا بتوانم فرمان‌بردار خوبی باشم. و اینکه سرم را با سر راهنمایم عوض کنم تا بتوانم فرمانده بشوم. برای فرمانده شدن باید جوری فرماندهی کنم که بر همه نیروهای منفی غلبه کنم بر کارهای ضد ارزشی غلبه کنم، کارهای مثبت انجام بدهم تا بتوانم فرمان‌بردار خوبی باشم تا در آینده ان‌شاءالله بتوانم فرمانده خوبی چه، برای فرزندانم و چه برای جامعه و اطرافیانم باشم که نشان دهد فرمان‌بردار خوبی بودم.

خانم نسرین مسافر نیکوتین:

یکی از خواسته‌هایی که در درون تک‌تک ما انسان‌ها وجود دارد خواست فرماندهی است پس من باید برای رسیدن به این خواست درونی خودم که همان فرماندهی است تلاش کنم و فقط یک‌راه وجود دارد که آن فرمان‌برداری است، باید اول فرمان‌بردار خوبی باشم تا به یک فرمانده خوب تبدیل شوم برای فرمان‌بردار بودن باید از چیزهایی بتوانیم بگذریم تا بتوانیم چیزهای دیگر و مسائل دیگری را به دست بیاوریم یعنی از یک سری مسائلی عبور کنیم تا به فرماندهی برسیم اگر من منیت و غرور داشته باشم و نتوانم از آن منت خودم عبور کنم مطمئناً به آن فرمانده بودن نمی‌رسم، باید بدانم که برای هر چیزی باید بهای آن را پرداخت کنم هرچند برایم سخت باشد ولی باید آن را اجرا کنم باید بدانم از یک نفر که فرمان می‌گیرم یا مثلاَ از راهنمای خودم یک فرمانی را می‌گیرم و اجرای آن برای من سخت است بدانم که قرار است به مسئله بهتر و یک ارتقای جایگاه برسم اگر من در سفر اول فرمان‌بردار باشم قطعاً به رهایی می‌رسم و بعد مراتب کنگره را طی می‌کنم و به شال کمک راهنمایی می‌رسم اگر من فرمانده خوبی باشم برای جسم خودم هرگز دچار اضافه‌وزن نمی‌شوم و این را باید بدانم اضافه‌وزنی که دارم مقصرش خودم هستم که نمی‌توانم به نفس اماره و لوا مه خودم غلبه کنم در مقابل خوردن مواد غذایی، چون فرمانده خوبی نیستم باعث افسوس و اندوه من می‌شود. همان‌طور که آقای استاد امین می‌فرمایند: اگر سالخورده‌ها را در نظر بگیریم آن غم و اندوهی که دارند به خاطر این است که توانایی انجام کار را ازدست‌داده‌اند و فرمانده خوبی برای خودشان نیستند به خاطر همین باعث می‌شود که انسان دچار غم و اندوه باشد ولی وقتی‌که من فرمانده بشوم و فرمان‌بردار خوبی باشم احساس شادی و شعف در من به وجود می‌آید و یواش‌یواش ارتقا پیدا می‌کنم. خانم سپیده مسافر نیکوتین: من فکر می‌کنم برای اینکه بتوانم از نفس اماره خودم خارج بشوم و به ترتیب به نفس لوا مه و نفس مطمئنه برسم کنگره به من این را آموزش می‌دهد که با آموزش‌ها باید فرمان‌برداری کنم از کسی که بلد است و این راه را رفته و می‌داند که باید چه‌کار کند یعنی فرمان‌بردار کامل باشم تا بتوانم به فرماندهی برسم و نفسم تحت کنترل خودم باشد درواقع فرمانده شهر وجودی خودم باشم و این جمله خانم جلالی همیشه در گوش من هست ایشان گفتند که اگر هیچ کاری نداری که انجام بدهی همیشه این را یادت باشد که نگهبان شهر وجودی خودت باش یعنی درواقع من باید آن‌قدر نگهبانی کنم تا یک فرمانده لایقی بشوم.

خانم فاطمه مسافر نیکوتین از مشهد:

 من به این نتیجه رسیدم که اگر منِ مسافر نیکوتین می‌خواهم به‌جایی برسم و می‌خواهم نیکوتین را کنار بگذارم باید حتماً فرمان‌برداری را به یاد داشته باشم اگر می‌خواهم فرمانده خوبی باشم باید اول فرمان‌بردار خوبی باشم در عمل، شاید فرمان‌برداری واقعاً سخت باشد ولی کسی که خواسته داشته باشد کسی که نیاز داشته باشد و کسی که ثابت‌قدم باشد باید فرمان‌برداری را یاد بگیرد، باید عمل کند من اگر می‌خواهم مادر خوبی باشم اول‌ازهمه باید فرزند خوبی برای پدر و مادرم باشم، اگر می‌خواهم استاد یا معلم خوبی باشم باید شاگرد خوبی باشم، باید به فرمان‌ها راهنمایم گوش کنم تا بتوانم در آینده فرد مهمی برای جامعه باشم من اگر می‌خواهم ره‌جوی خوبی باشم و ان‌شاءالله فرمانده خوبی باشم باید فرمان‌بردار خوبی باشم درراه مثبت قدم بردارم.

تهیه و تایپ: خانم اکرم مسافر نیکوتین

می توانید دیدگاه خود را بنویسید
اکرم مسافر نیکوتین .. سه شنبه 14 مرداد 1399 05:36 ب.ظ
ممنون و خدا قوت
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
دسته بندی مطالب ...
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات