دلنوشته زهرا مسافر نیکوتین
چهارشنبه 8 مرداد 1399 ساعت 07:22 ب.ظ | نوشته شده به دست همسفر سپیده | ( نظرات )
  درگذشته حکم چشمه‌ای پر از تاریکی‌ را داشتم  و ندای ناامیدی در من وجود داشت و روزبه‌روز به اعماق تاریکی‌ها فرو می‌رفتم و هر چه دست‌وپا می‌زدم بیشتر در باتلاق فرومی‌رفتم

سلام دوستان زهرا هستم مسافر نیکوتین

 وقتی‌که با پسرم وارد پارک شدیم هر لژیونی در آلاچیق خود مشغول صبحانه خوردن ، خندیدن و صحبت کردن بودند و بوی املت هیزمی فضا را پرکرده بود و از بوی آن لذت می‌بردیم، طبق معمول پسرم به زمین فوتبال رفت و من نیز راهم را ادامه دادم و در طول مسیر به همه چیز نگاه می‌کردم و لذت می‌بردم، صدای پرنده‌ها که می‌خواندند و می‌رقصیدند، صدای فواره‌های آبی که روی درختان جیرجیر صدا می‌داد، خرگوشی که با پاهای کوچکش روی چمن به این‌طرف و آن‌طرف می‌پرید و زیر بوته‌ای خودش را گم می‌کرد؛ هوا خیلی خنک بود و بوی عطر چمن و درختان فضا را عطرآگین کرده بود، وقتی‌که به قسمت هم‌سفران رسیدم و با مرزبان و استادم و چند تا از دوستانم روبرو شدم و صدای خنده پرمهر استادم را شنیدم که به من حس عشق را می‌داد، بعد با استاد و دوستان در آلاچیق نشستیم، موضوع درس ما وادی یازدهم بود من و دیگر دوستان منتظر پیام استادمان از این وادی بودیم که چه می‌خواهد بگوید، استاد گفتند هر کس به‌نوبت بخواند و هر جا لازم باشد توضیح می‌دهم و از تجربه دوستان هم استفاده می‌کنیم و حتی اگر کسی سؤالی داشت من و بچه‌ها جواب می‌دهیم آن‌قدر زیبا برایمان توضیح داد که واقعاً این احساس را داشتم که مثل یک چشمه جوشان دنبال دانش و تجربه از استادمان هستم و این دوری راه و این بحران کرونا برایم هیچ معنایی نداشت فقط می‌خواستم صدای استادم را بشنوم که چه پیامی برایم دارد و باجان و دل پیام وادی را به ما می‌دهد که این عشق و محبت است که به ما امید را نوید می‌دهد که داری درست حرکت می‌کنی پس برو جلو نترس و به حرف من گوش کن تا به آرامش درونی و واقعی برسی، این وادی برای من درگذشته حکم  چشمه‌ای پر از تاریکی‌ها را داشت و ندای ناامیدی در من وجود داشت و روزبه‌روز به اعماق تاریکی‌ها می‌رفتم و هر چه دست‌وپا می‌زدم بیشتر در باتلاق فرومی‌رفتم، در من رودی وجود نداشت مثل یک آب راکت گندیده بودم حتی بویش مرا آزار می‌داد و از خودم متنفر بودم دیگر خودم را هم دوست نداشتم و همیشه نسبت به زندگی خسته و بی‌حوصله بودم در این چشمه‌ای که در درونم به وجود آمده بود پر از کینه، نفرت، حسادت، قضاوت، غیبت، نگاه منفی، شک و تردید و دروغ بود و این موضوع  در ظاهرم نیز دیده می‌شد، من چطور می‌توانستم با این شرایط به پسرم راه را نشان دهم! در ذهنم آن‌قدر افکار منفی بود که ماست سفید را هم سیاه می‌دیدم، ببینید قلیان با من چه کرده بود من هیچ‌چیز کمتر از یک مصرف‌کننده نبودم فقط نوع موادم با آن‌ها فرق می‌کرد، قلیان حکم یک ماده را برایم داشت و بر من سوار بود و به من امر و نهی می‌کرد، فقط جایی می‌رفتم که حتماً  قلیان باشد، آدم‌های اطرافم را گلچین کرده بودم و هر چه که جلوتر می‌رفتم از خانواده دور می‌شدم و خودم را بی‌شخصیت کرده بودم و اگر درجایی خانواده‌ام مرا می‌دیدند با من صحبت می کردند ولی من ادعای دانایی می‌کردم که دلیل بارزی است بر نادانی من، می‌خواستم تغییر کنم اما اطلاعات درستی را دریافت نمی‌کردم و از کسانی کمک می‌گرفتم که خودشان هم در مشکلاتشان مانده بودند و همین اطلاعات نادرست باعث شد که چشمه درون و بیرون من خشک شود و هیچ آموزشی برای درست حرکت کردن نداشتم و در نادانی خودم باقی‌مانده بودم، پایم به کنگره باز شد و دیدم که مسافران آقا از درمان سیگار و قلیان رها شدند و به من بیشتر حس امیدواری دست می‌داد در این وادی این را فهمیدم که اگر در مسیر درست یعنی صراط مستقیم حرکت کنم می‌توانم به جایگاه درست و بالایی برسم و زمانی می‌توانم چشمه جوشانی باشم که هر چه جلو می‌روم بیشتر به دانشم افزوده شود و از آموزش و تجربه استادم استفاده کنم تا بتوانم سفر خوبی را داشته باشم و به تفکر و اندیشه سالم برسم و قدرت تشخیص داشته باشم و به مقصد که همان پایان سفر و رهایی است برسم و صعود کنم و یک خدمت‌گزار مفیدی برای همدردهایم باشم.

 سپاس‌گزارم که دل نوشته ام را می خوانید

می توانید دیدگاه خود را بنویسید
اکرم مسافر نیکوتین .. سه شنبه 14 مرداد 1399 05:35 ب.ظ
خانم زهرا موفق باشید
جمعه 10 مرداد 1399 06:31 ب.ظ
عالی بود خانم زهرا
سمیه مسافر نیکوتین شعبه ابوریحان پنجشنبه 9 مرداد 1399 10:38 ب.ظ
خیلی عالی خانم زهرای عزیز
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
دسته بندی مطالب ...
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic