دلنوشته زهرا مسافر نیکوتین
جمعه 17 مرداد 1399 ساعت 01:01 ب.ظ | نوشته شده به دست همسفر سپیده | ( نظرات )
به نام عشق الهی

سلام دوستان زهرا هستم مسافرنیکوتین از شعبه رباط کریم
من در گذشته بی هدف بودم مانند مسافری که وارد پایانه مسافر بری می شود گر چه آنجا اتوبوس فراوان است اما چون نمی داند کجا می خواهد برود نمی تواند سوار هیچ کدام از آنها شود، خودم را خیلی داغون کرده بودم و در تنهایی خودم باقی مانده بودم، حتی محبت کردن هم بلد نبودن آنقدر افراط و تفریط داشتم که وقتی کاری برای دیگران انجام می دادم همیشه توقع داشتم تا دیگران سریع جبران کنند فکر می کردم فقط من در جهل و نادانی هستم و همیشه  در صفحه سفید نقطه سیاه را می دیدم اما از وقتی وارد کنگره شدم و آموزش می گیرم دیدگاهم تغییر کرده، انسان هایی را می بینم که چقدر در خودشان فرو رفتن، چقدر در عذاب هستند و آنها هم مثل گذشته من ژولیده و پژمرده هستند و من آنها را باگوشت و پوست و استخوان لمس می کنم و به خودم می گفتم چه کاری می توانم برایشان انجام دهم به چند نفر از دوستانم که خارج از کنگره هستند پیام کنگره را دادم اما آنها بی تفاوت از کنارش گذشتند، طبق فرموده جناب مهندس افراد باید خودشان طلب کمک کنند نه اینکه من از آنها بخواهم.
من در حال حاضر در پله سوم هستم و در مسیرم خیلی مشکلات داشتم و دارم اما با کمک خدا و راهنمایانم این مسائل را رد می کنم و فقط صبرو  زمان لازم است و آهسته باید حرکت کرد چون جاده هنوز یخبندان است و اگر با سرعت این مسیر را بروم از جاده منحرف می شوم؛ یک روز با دوستانم به کافی شاپ رفتیم فضای آنجا خیلی قشنگ بود اما ایرادی داشت، هر فردی که وارد می شد شروع می کرد به سیگار کشیدن حدود دو ساعتی گذشت دیدم حال بدی به من دستم می دهد بینی ام می سوخت، دل پیچه داشتم و سخت نفس می کشیدم به مسئول آنجا گفتم مکانی به این زیبایی حیف نیست که آدم ها در این مکان سیگار می کشند گفت همه به خاطر سیگار کشیدن به اینجا می آیند و بعد یک اسپری خوشبو کننده زد و در آنجا را باز کرد اما همچنان حال من بد بود و هیچ تاثیری برایم نداشت خلاصه آن مکان را ترک کردم و در فضای آزاد آرام تر شدم، متوجه شدم این مکانی که به این زیبایی بود حکم یک نیروی بازدارنده را برای من داشت و متوجه شدم در طول سفرم دارویم یعنی آدامس نیکوتین با سرعت نیکوتین بدن مرا ساخته است و در جایی که نیکوتین را از بیرون می خواستند وارد بدن من کنند دیگر جواب نمی دهد و باعث حال بد من شد اما من ترسیده بودم و فکر می‌کردم لغزش کردم و مدام خود خوری می کردم این جریان را برای راهنمایم تعریف کردم و ایشان گفتند این نیکوتین بدن خودت است که شروع به کار کرده و نیازی به نیکوتین از بیرون نداشتی به خاطر همین حالت بد شده وقتی استادم این را به من گفتند خیلی خوشحال شدم و شکر کردم وااای خدایااا این برای من یک معجزه است اصلا فکر نمی کردم به این سرعت بدنم نیکوتین ترشح کند و شروع به کار کند و جالب تر از همه این بود که زمانی از بوی سیگار یا قلیان خوشم می آمد اما الان اینگونه نیستم و واقعا یک پنجم از جهان بینی من تغییر کرده است و یک پنجم از داروی من کم می شود و همه اینها را مدیون بنیانگذار کنگره 60 و استادم خانم جلالی عزیز هستم که این لطف را در حق من و همدردانم می کنند الهی که همیشه در پناه خداوند باشند و هر لحظه به آرامش آنها افزوده شود و این را هم فهمیدم که زیباترین مطلب در زندگی این است که همیشه می توانیم تغییر کنیم، رشد کنیم و بهترین شویم و جا دارد که از دیگر دوستان سایت تشکر کنم و از خداوند بهترین ها را برایشان خواستارم.
می توانید دیدگاه خود را بنویسید
الهه مسافر سیگار سه شنبه 21 مرداد 1399 07:24 ب.ظ
عالی بود زهرا جان
سه شنبه 21 مرداد 1399 03:04 ب.ظ
با تشکر خانم زهرا عزیز
سمیه مسافر نیکوتین شعبه ابوریحان سه شنبه 21 مرداد 1399 02:47 ب.ظ
خیلی دلنوشته زیباو عالی بود ممنونم از خانم زهرا
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
دسته بندی مطالب ...
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات